خرید بک لینک
می توانم اما نمی خواهم

« به زندگی ام عادت کرده ام، پیش از آمدن تو، فکر می کردم زمان درازی را اینجا تلف کرده ام، در حالی که همه ی دوستهایم تغییر کردند، یا ورشکست شدند یا پیشرفت کردند. این موضوع اندوه شگرفی به من می داد. اکنون می دانم که به راستی اینطور نبوده: این مغازه همان حجمی را دارد که همیشه می خواستم داشته باشد. نمی خواهم تغییر کنم، چون نمی دانم چگونه باید تغییر کنم. دیگر به خودم بسیار عادت کرده ام»

جوان نمی دانست چه بگوید. بنابراین پیرمرد ادامه داد:

«تو برای من یک برکت بودی و امروز یک چیز را خوب فهمیدم: هر برکتی که پذیرفته نشود، به نکبت تبدیل می شود.

از زندگی ام بیش تر نمی خواهم و تو به من فشار می آوری که ثروت ها و افق هایی را ببینم که هرگز نمی شناختم

اکنون که آنها را می شناسم و امکانات عظیم خودم را هم می شناسم، احساسی بدتر از گذشته دارم

چون می دانم می توانم همه چیز داشته باشم، اما نمی خواهم

منبع: کیمیاگر، نوشته ی پائولو کوئلیو، ترجمه آرش حجازی

برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: چهارشنبه 13 شهريور 1392 ساعت: 23:4

صفحه بندی