کویر برای هر سلیقهای جذاب است. خداشناسی در آن به اوج میرسد؛ عرفان و شهود بالوپر میگیرد؛ سیرابت میکند اقلیم سراب گونهی آن. کویر در نگاه برخی جوانی با موهایی پریشان، پیری خردمند، شنزاری معمولی، آفتابی سوزان، گرمایی شفابخش، شهری افسانهای و سکوتی رمزآلود است؛ اما هرچه هست، زیبایی است. هر سال هزاران انسان مسافر کویر میشوند. کویر رد پای همهی آنها را پاک میکند تا هر روز و هر لحظه، چهرهای نو داشته باشد؛ اما برخی از ما، این چهره را چنان میخراشیم که گویی، کویر را عصبانی، ترسناک، انسان گریز و مارپرور میخواهیم.
« متاسفانه عکاسی در بخش قابل توجهی از مناطق کویری در شرق و جنوب شرق کشور به خاطر تردد کاروانهای قاچاق اگر ناممکن نباشد، دستکم بسیار خطرناک است. همین اواخر وقتی از شهداد برمیگشتم، در یکی از ایست و بازرسیها وقتی گفتم چند روز گذشته را اطراف شهداد عکاسی میکردهام، مامور نیروی انتظامی گفت: فکر کنم شما دیوانه باشید، چون چه بسا ممکن بود خود شما را بزنیم ».
آنچه در داخل گیومه خواندید، نوشتهی نصراله کسرائیان عکاس مشهور ایرانی است که در مقدمهی مجموعه عکسهایش(کویرهای ایران) آورده است. این کتاب را انتشارات آگه در بهار ۸۸، منتشر کرده است. نقل این جملات که با خود ترس و ناامنی را به همراه دارد، ضمن آنکه کار بزرگ عکاس را نشان میدهد، اما قطعا تصویر ذهنی نامناسبی از کویر هم در اذهان میسازد. با این مقدمه، قصد دارم در حاشیهی حادثه برخورد یک خودرو با مین، در کویر( ۲ فروردن امسال) که منجر به کشته شدن یک کویر نورد هم شد به چند نکته اشاره کنم. حادثهای تلخ، که امیدواریم با بازبینی سیاستهای گذشته در این حوزه، و بدنبال آن تعامل و همکاری همه نهادها و دستگاههای مرتبط با موضوع، و از سویی انجام فعالیتهای علمی و پژوهشی به عنوان زیربنای تصمیمگیریها، به پایان یافتن چنین اتفاقات توسعه سوز و مخرب و ساماندهی گردشگری کویر شهداد بینجامد. با تقدیر از تلاشهای نیروهای امنیتی و انتظامی، یادآور میشود دو سال قبل، نویسندهی این یادداشت، در نامهای که در اختیار شورای شهر شهداد گذاشت و از سوی شورا، برای مسوولان سیاسی و امنیتی ارسال شد، بر به کارگیری روشهای الکترونیک در پایش تصویری کویر و جاده شهداد به نهبندان تاکید کرد.
بدون شک، امنیت پایدار، زیربنای گردشگری است؛ و گردشگری کویر هم به سبب ماهیت و ویژگیهای جغرافیایی، وسعت فراوان و همسایگی کویر با استانهای مرزی و برخی کشورها، بدون امنیت نمیتواند پویایی و رونق داشته باشد. اما نمیتوان در این میان، جزیرهای عمل کرد و هر دستگاهی، مسیر خود را برود.
وقتی با سفر هزاران هزار گردشگر در سنین و سلایق متنوع، از هموطنان عزیز ایرانی تا مسافرانی از کشورهای مختلف مواجهیم، باید بدانیم که کمترین اشتباه، آثار منفی بزرگی به همراه دارد؛ و صرفا در محدودهی جغرافیایی کویر و شهداد، خلاصه نمیشود.
همچنانکه هنوز صدای این اتفاق به گوش میرسد و آثار منفی آن در حوزههای مختلف و به ویژه سرمایهگذاریهای زیربنایی در صنعت گردشگری استان کرمان و اکوتوریسم در حال تشدید است. این حادثه، خطرپذیری سرمایهگذاری در حوزه گردشگری کویر را بالا برد؛ چرا که با چنین حوادثی، نه تنها آسیبهای جانی و مالی در محل داریم؛ که ایدهها و سرمایهگذاریها نیز میسوزد و از منطقه، فراری میشود.
از سویی بازسازی ذهنیت منفی ایجاد شده، زمان بر است؛ اتفاقی که در کسری از ثانیه رخ داد، اما آثار منفی آن، توقف ناپذیر است و در تاریخ ثبت و ماندگار شد. کاشتن یک مین در خفا و پنهانی صورت میگیرد اما آثار انفجار آن، عریان و برملاست.
به عبارتی در جهانِ اشباع شده از رسانه ها، دیگر چیزی برای پنهان کردن وجود ندارد. بدتر از آن، تلاش برای پاک کردن مساله و سکوت، به دامن زدن شایعات و رواج اطلاعات نادرست میانجامد که خود، آثار مخربتری دارد.
هرچند همایش شناخت کویر لوت در دی ماه ۷۸ تلاش ارزندهای برای پاک کردن ذهنیتهای مخدوش و ترسناک از کویر و ایجاد انگارههایی نو و واقعی از کویر شهداد بود، اما وقوع حادثهی اخیر، و بازتاب گستردهی آن در رسانههای داخلی و خارجی فارسی زبان و شبکههای اجتماعی مجازی، بر اندام گردشگری تازه جان گرفتهی کویر، لرزه انداخت و آن را به کما برد.
البته در سالهای گذشته نیز، آنچه در گردشگری کویر، رخ داد، در مواردی کویر گردیهای انبوهی بود که بجز صدمه و آسیب به طبیعت، تخریب برخی کلوتها، افزایش تصادفات و حوادث رانندگی و رواج برخی رفتارهای نابهنجار فرهنگی، محصولی نداشت. نگاهی گذرا به وضعیت اقتصادی و ظاهری شهداد و بی در وپیکر بودن گردشگری کویر نشان میدهد که برنامهریزی اصولی و علمی چندانی نیز، در این عرصه، پشتوانهی کار نبوده است. امروز سایهی سنگین کلوتها، روی شهداد افتاده و با گذر گردشگران از جادهی حاشیهی آن و وارد نشدن به شهداد، ظرفیتهای گردشگری تاریخی و طبیعی شهداد، اندوهجرد و تکاب، فراموش شده است.
متاسفانه در این میان گروهی با جوش آوردن آب با پیک نیک در گندم بریان و نشان دادن آن به عنوان داغ شدن آب روی سنگ؛ یا خبرنگاری با نیمرو کردن تخم مرغ در ماهیتابه روی شعلهی پیکنیک و نشان دادن آن در بخشهای خبر سراسری (با حذف مرحلهی استفاده از پیکنیک) به عنوان نیمرو شدن تخم مرغ در گرمای کلوتها، شعبده بازیهایشان را به جای مستند به خورد بینندههای انبوه تلویزیون دادند (صدای اعتراض ما در مطبوعات محلی و فضای مجازی هم راه به جایی نبرد)؛ حتی از برخی از جانورانی که قرنها، با همسایگان کویر همزیستی داشتند عکس گرفتند، و خود را به عنوان اولین کاشفان آنها معرفی کردند. گروهی راه کاروان رو کویر را در تلویزیون نشان دادند و گفتند ما آن را شناسایی کردیم؛ حال آنکه به رد پای محققان گذشته نگاهی نینداختند.
عدهای با هزینههای گزاف در کویر، قالی کرمان پهن کردند و بعدها نگفتند که این کار چه اثری بر رونق این هنر داشت؟ عدهای هم به نام شهداد شناسی و کویر شناسی اردوی یکروزه برگزار کردند و برخی سیاسیون کویر را صرفا در گرفتن عکس یادگاری خلاصه کردند و این شد که در عمل، برنامهی مشخصی برای ورود گردشگر به کویر وجود ندارد. . اما فراموش نکنیم که رونق گردشگری کویر، در ظرف، قالب و بافت شهری امروز شهداد و شهری که با ۶۰ ساله شدن شهرداری اش، همچنان در دورهی نوزادی بسر میبرد نمیگنجد و نیاز به وسعت دادن فضای ذهنی با مولفههای جدید در قبال شهداد از یکسو و آموزش اهالی و مدیران بومی از سوی دیگر دارد.
امید میرود با تجدید نظر اصولی، غیر احساسی و غیر سیاستزدگی، اما همراه با سیاستگذاری منطقی و باز تعریف شهداد و کویر آن بر مبنای نقشی که میتواند در توسعهی گردشگری استان کرمان و کشور داشته باشد و نه با نگاههای کلیشهای و تقلیلگرایانه، همکاری دستگاهها و نهادهای ذیربط و به ویژه مشارکت فعال اهالی منطقه (که به حاشیه راندن مردم بومی، هر برنامهریزی را چون طوفانهای شن در هم میپیجد و ناکام میسازد)، استفاده از تجربهی گرانسنگ گذشته و راه پیموده شده، مطالعهی فعالیتهای مشابه در کشور و سایر کشورها با بهرهمندی حداکثری از ظرفیتهای محلی و اولویت بخشی به شهر شهداد در فراهم آوردن زیرساختهای ذهنی، اندیشهای، علمی و فیزیکی، به سمت توسعهی گردشگری کویر و شهداد به گونهای پیش رویم که از درون آن، امنیت پایدار و ثبات درونزا حاصل شود.
برچسب:
نویسنده: عباس تقی زاده