خرید بک لینک
داستان بازار شهر!!!!

بازار شهر شهداد یکی از مکانهایی است که قابل مرمت و بازسازیست البته می توان با طرح و نقشه های به روز و سازگار با هوای گرم شهداد این محل را احیا کرد!

مکانی که روزگاری رونق خاصی داشت و قوانین جوانمردی در خرید و فروشش بین بازاری ها و مردم این شهر همانند سایر شهرها حاکم بود. بازاری که جوانهای دیروز شهرمان خاطرات شیرینی از آن در ذهن دارند. خاطراتی به شیرینی حلوا ارده های بقالی حاج ماشالله ثمرخی، ...چه عطر و طعمی داشت!! قصابی حاج آقا دُرزاده، بزازی حاج آقا ثمری چه سر و صدایی بود!! حاج ماشالله قربانی، حاج حبیب الله شفایی و ....! خدا رحمت کند پیشکسوتان و بزرگان شهرمان را که نامشان به نیکی یاد می شود!!!

این محل در کنار باغ ملی شهر احداث شده بود که هم فضای سبز و مناسبی برای استراحت تجار و خدم و حشمشان بود، بویژه اینکه در کنار آب انبار مرکز شهر که حاج محمد ابراهیم خدابیامرز ساخته بود هم قرار داشت. و هم جایی که مال التجاره ی خود را در معرض فروش عموم قرار می دادند و باقی بار را هم به بازاریان شهر می فروختند!

اما حالا چی؟؟؟؟

چه بر سر بازار شهرمان آمده!!؟؟

کجاست آن همه شور و شوق و زندگی؟؟؟

بازاری که حالا گهگاه از در و دیوارش فقط صدای افتادن خشتی بر کف، روی خرابه های پیشین، به گوش می رسد که بازتاب این صدا در سقف گنبدی نوسازش، چونان ناله ای غمبار دل هر شنونده ای را به درد می آورد.

بازار شهر شهداد هم داستانی دارد!!!!



برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: شنبه 2 شهريور 1392 ساعت: 23:3

صفحه بندی