خرید بک لینک
نمی دانم فهم زندگی یعنی چه!!؟ زندگی مثل رودخانه ای است که ما به داخل آن می افتیم و به حرکت درمی آییم. هر جای این رودخانه، منظره ای دارد، آرامشی و خطری که انسان در آن حرکت می کند و می رود. انسانها به نظر من، باید شناگر باشند تا شناور!

بعضی ها مثل یک قوطی خالی هستند که وقتی به رودخانه ی زندگی می افتند، آب آنها را به حرکت در می آورد و هیچ اراده ای از خود ندارند. هر کجا رود می برد، می روند، مگر اینکه به سنگی، صخره ای و کناره ای برخورد کنند و متوقف شوند. در همین رودخانه، ممکن است ماهی هایی بر خلاف آب شنا کنند و حتی از روی سنگ ها هم بپرند. بر خلاف انسانهای قبلی که شناورند، اینها شناگرند.

کسی در زندگی می تواند موقعیت زندگی را بفهمد که شناگر باشد. فکر نمی کنم شناور بودن و در زندگی بی اراده حرکت کردن، شایسته ی انسان باشد. شناوری تنبلی می آورد و آدم را نان به نرخ روزخور می کند. این قبیل افراد به قول معروف، با هر چیزی می سازند تا فقط زنده بمانند و بیشتر بخورند!

اینها آدم های تغذیه و تکثیری هستند: می خورند، خودشان را تکثیر می کنند، بعد هم می میرند.

انسانهای بزرگ، از عارفان و شاعران و هنرمندان و سیاستمداران، کسانی هستند که شناگرند. اگر تفاوت میان شناوری و شناگری را بفهمیم، زندگی را خواهیم فهمید.

برگرفته از کتاب هوشنگ دوم؛ مصاحبه کریم فیضی با هوشنگ مرادی کرمانی

برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: شنبه 5 مرداد 1392 ساعت: 13:35

صفحه بندی