خرید بک لینک
دوره هاي پيش از تاريخ/دوره هاي تاريخي معدن كاري در ايران باستان

شهدادنیوز

نويسنده: منصور قرباني، با همكاري فرانك پروين پور

ازآغاز هزاره سوم پيش از ميلاد، در نوشته هاي دوره هاي پادشاهي سومري، بابلي وعيلامي، اغلب از پيشرفت هاي ايرانيان ياد شده است. از مناطقي كه در نيمه نخستهزاره سوم پيش از ميلاد رونق صنعتي، معدني و بازرگاني فراواني يافت، شهدادبود. در اين مراكز صنعتي، فلزگري و سفالگري، صنعت سنگ صابون و سنگ مرمر، رونقفراواني داشت و در كارگاه هاي آن، اشياي گوناگوني مانند سنگ هاي نيمه قيمتي چونعقيق، سنگ لاجورد و فيروزه توليد مي شد.



براساسمطالعات باستان شناسي، طلانخستين فلزي بوده که بشر به صورت خالص از رودخانه ها جمعآوري مي کرده و مس نيز نخستين فلزي است که انسان قادر به ذوب آن شده است. در موردتاريخ استفاده از مس، نظرات ضد و نقيضي ديده مي شود.
گروهياستفاده از آن را حدود 20 هزار سال پيش از ميلاد و به کشور مصر نسبت مي دهند.گروهي ديگر ساکنان اوليه ايران را نخستين ذوب کنندگان و استفاده کنندگان از فلز مستصور مي کنند و تاريخ آن را حدود 9 هزار سال پيش از ميلاد مي دانند و عده اي تاريخاستفاده از آن را حدود 12 هزار سال پيش از ميلاد مي دانند. برخي ديگر نيز آن را بهآريايي هاي مهاجر و حدود 6 هزار سال پيش از ميلاد نسبت مي دهند. با اين حال، بهنظر بسياري از باستان شناسان استخراج و ذوب مس توسط ساکنان اوليه ايران و در محليبه نام تل ابليس صورت گرفته است.
مردميمي توانند مدعي کهن ترين پيشينه فلزگري باشند که سرزمين شان پرمايه از فلزها وکانسنگ ها بوده و از سوي ديگر، آن سرزمين داراي تمدن ديرينه باشد. ايران نيز باتوجه به تاريخ کهن خود و پرمايه بودن از کانسنگ هاي فلزي چنين سرزميني است.
اواخرهزاره هفتم را در ايران، مرحله گذر از عصر نوسنگي به عصر فلزها مي دانند؛ در حاليکه عصر نوسنگي در اروپا، تا هزاره چهارم ادامه داشته است. هر چند طلاو مس از حدود12 هزار سال پيش از ميلاد براي بشر شناخته شده بودند، ولي نخستين فلز صنعتي کهانسان استفاده و استخراج کرد، مس بود.
نخستينکارهاي انجام شده بر روي مس، مربوط به آخرين سده هاي هزاره هفتم پيش از ميلاد (بهدست آمدن گردنبندهاي فشرده مسي) است. در سال 1966 در فرانسه، مجسمه گوسفندي که ازفيروزه ساخته شده بود، در موزه اي به عنوان هنر 7000 ساله ايران، به تماشاي همگانگذاشته شد و اين موضوع نشان از آن دارد که تاريخ استخراج و به کارگيري فيروزه درايران، به بيش از 7000 سال مي رسد. کوره هاي قديمي ذوب فلزها و سرباره هاي باقيمانده از آنها، دردامنه رشته کوه هاي زاگرس و البرز تا دل کوير يزد، کرمان، قم، کاشان، خراسان،همچنين در دامنه رشته کوه هاي بلوچستان مانند سرباره هاي معدني مس چل کوره و معادنمتروکه سرب و روي بين ناحيه خارستان و بيدستر تفتان حاکي از مهارت نياکان ما درامر استحصال فلزها از مواد معدني است و نشان از آن دارد که از هزاران سال پيش،مردم ايران با اين فلز آشنا بوده اند. همچنين براي جدا کردن طلاو نقره، از استخوانحيوانات استفاده مي کرده اند.
درسپيده دم تاريخ تمدن، با ورود اقوام آريايي به ايران (در هزاره سوم پيش از ميلاد)،تحول عظيمي در صنعت معدن کاري ايران پديد آمد. آريايي ها، يعني هند و اروپاييان مهاجر،فلزها را مي شناختند؛ ولي به آنها کمتر دسترسي داشتند.
گمانمي رود که تمدن هند و اروپايي پيش از مهاجرت، به عصر فلزها رسيده بود.
وجودکلمه aios بهمعني فلزها در زبان هندي و اروپايي شاهدي بر اين امر است. اين کلمه در لاتين aes به معني مفرغ و مس بوده و در سانسکريتبه ayas يعنيآهن تبديل شده است. واژه آهن در زبان پارسي نيز مشتق از آسن asen (در زبان کردي) است که واژه هاي آيزن eisen (آلماني) و آيرون iron (انگليسي) از آن گرفته شده است.
بااستناد به گفته استرابون، احتمال مي رود كه واژه يوناني كاسيتريس (به معني قلعي وكاسيتريت كه كانسنگ قلع است)، مربوط به فلزي است كه از ناحيه كاسيان گرفته شدهاست. وي كاسيان را مربوط به محلي در بندرهاي خزر، در شمال تهران مي داند.
ويلدورانت در مورد آشنايي آريايي ها با فلزها چنين مي نويسد: «اين نژاد مهاجر (آرياييها) با فلزها آشنايي داشتند. بنابراين، اين قوم پس از رسيدن به ايران سكونت اختياركردند؛ زيرا در كوه هايي كه آنها به عنوان جايگاه خود انتخاب كرده بودند، مس، آهن،سرب، سيم، زر، سنگ مرمر و سنگ هاي گرانبها به دست مي آمد» و ادامه مي دهد: «شكنيست كه تمدن ايران بسيار پيشرفته تر از تمدن مصر است.» ازآغاز هزاره سوم پيش از ميلاد، در نوشته هاي دوره هاي پادشاهي سومري، بابلي وعيلامي، اغلب از پيشرفت هاي ايرانيان ياد شده است. از مناطقي كه در نيمه نخستهزاره سوم پيش از ميلاد رونق صنعتي، معدني و بازرگاني فراواني يافت، شهدادبود. در اين مراكز صنعتي، فلزگري و سفالگري، صنعت سنگ صابون و سنگ مرمر، رونقفراواني داشت و در كارگاه هاي آن، اشياي گوناگوني مانند سنگ هاي نيمه قيمتي چونعقيق، سنگ لاجورد و فيروزه توليد مي شد

درهزاره سوم پيش از ميلاد، بهره برداري از معادن سنگ صابون و ساخت اشياي بسيار از اينسنگ، رونق يافت. در همين زمان، از طلانيز استفاده مي شد.
اثباتشده كه گذر از عصر سنگ به عصر مس تدريجي بوده است. آغاز عصر مفرغ (برنز) در ايران،درست همزمان با دو هزار سال پيش از ميلاد بوده است و احتمال مي رود كه از طلاونقره، ارزش بيشتري هم داشته است. ايران در اين زمان وارد عصر مفرغ مي شود. كشفمفرغ موجب ساخت بيشتر اشياي فلزي شد و تقاضاي مواد خام، افزون شد. ثروت اين ذخاير،ايران را در زمره يكي از مهم ترين توليدكنندگان مس، قلع، سرب، چوب و سنگ درآورد.احتمال مي رود معدن قلع ده حسين در نزديكي شازند، در اين زمان شناخته شده باشد.
بينسال هاي 1000 تا 2000 پيش از ميلاد، فلز آهن نيز در ايران به كار گرفته شد.استفاده روزافزون آهن در اين دوره، مباني اجتماعي و اقتصادي را دگرگون كرد.دستيابي به معادن آهن كه متنوع تر و غني تر از معادن مس بودند، موجب شد تا ممالكيكه در گذشته در معاملات آن زمان اهميت نداشتند، مورد توجه قرار گيرند. از جملهآنها مي توان از شمال ايران و كشورهاي مهم هم مرز آن نام برد.
احتمالمي رود كانسارهاي آهن شاه بلاغ (جنوب زنجان)، ماسوله و گل گهر در نزديكي نيريز در اينبرهه زماني شناخته و از آنها استفاده شده است.
كاربردعمومي فلز آهن، هم در جنگاوري و هم در كشاورزي، اوضاع تجارت را در آغاز هزاره اول تغييرداد؛ زيرا اين تجارت در گذشته بر پايه خريد و فروش مس يا فلزهايي بود كه با مستركيب مي شدند.

دورههخامنشي
درنيمه دوم هزاره اول پيش از ميلاد، دولت نيرومند هخامنشي تاسيس شد و تمدن ايران بهبالاترين درجه اعتلاو درخشش خود رسيد. در اين دوره، شناخت زمين و بهره برداري ازثروت هاي نهفته آن، رو به گسترش نهاد و استخراج مس، طلا، نقره، سرب و روي و ديگرفلزها به فراوان ترين حد خود رسيد. حجم سترگ طلادر خزانه هخامنشي، گوياي رونق معدنهاي طلادر اين زمان است. به اين جهت احتمال مي رود بيشتر ذخاير طلاي شناخته شدهايران پيش از اسلام، در اين زمان شناسايي شده باشد. در دوره هخامنشي، توليد طلادركشور افزايش يافت و در اين دوره، براي نخستين بار سكه طلادر جهان ضرب شد. نام اينسكه داريك (دريك) بود و پساز زمان داريوش، در كشورهاي ديگر از جمله روم نيز مرسوم گشت. افزون بر سكه، در اين دوره از طلادرساخت اشياي تزئيني و وسايل و ظروف استفاده مي شد و قصرهاي شوش و تخت جمشيد نيز بهگفته داريوش (كتيبه شوش) با ورق هاي طلاتزئين شده بودند.
ايرانياندر اين زمان، از آهن در تهيه پولاد استفاده مي كردند. براساس نوشته هاي يونانيان،ايرانيان از پولاد در تهيه جنگ افزار و ساختن پل ها استفاده مي كردند و سپس اين پلها را با قير، اندود مي نمودند كه هنوز هم بدون زنگ زدگي باقي مانده اند. همچنين براياستحكام ساختمان هاي تخت جمشيد و پاسارگاد، از آهن و سرب استفاده شده است. در ايندوره، كشورگشايي هاي كوروش كبير، داريوش و ديگر پادشاهان هخامنشي، عاملي در جهتتوسعه معدن كاري و صنايع وابسته به آن شد. در زمان كوروش، سكه هاي نقره اي نيز ضربمي شد، به گونه اي كه در دوره هخامنشي بخشي از دستمزد كارگران و همچنين حقوق افرادارتش به ويژه نيروي دريايي، با اين سكه ها پرداخت مي شد. افزون بر اينها، نقره درساخت زيورآلات و ظروف به كار مي رفت. هوش سرشار نژاد ايراني در اين دوره، باعث بهوجود آمدن درخشان ترين دوره معدن كاري در ايران شد. از معادن مهم اين دوره بهاحتمال مي توان، معادل طلاي زرشوران تكاب، زرين اردكان يزد، كوه زر دامغان، كوه زرتربت حيدريه، قلعه زري بيرجند، سرب و روي كوه سرمه فيروزآباد، آهن نيريز و فيروزهنيشابور را نام برد.

دورهسلوكيان و پارتيان
ازفنون معدن كاري در زمان سلوكيان، آگاهي چنداني در دست نيست، ولي به نظر مي رسد درزمان تسلط اسكندر و جانشينان او، معدن كاري در ايران رو به انحطاط رفته است. دردوره كوتاه حكومت سلوكيان، ايران دچار جنگ هاي داخلي و تشنج شد. معدن كاري در آنروزگار زير نظر مستقيم ماموران دولتي صورت مي گرفت و بيشتر جنبه محلي داشت.در دورهپارت ها و استقرار سلطنت آنها، معدن كاري و صنايع وابسته به آن، رونق يافت كه علتآن نيز تامين فلز براي ساخت ابزار جنگي و استفاده از اسيران در معدن كاري بود.احتمال مي رود كه معادن مس در خاور ايران (ناحيه آهنگران، قائن، گزو و ...) در اينزمان كشف شده و مورد بهره برداري قرار گرفته اند.

دورهساسانيان
دراين دوره معادن بسياري شناخته شده كه برخي از آنها، هنوز هم بهره برداري مي شوند ودر سراسر ايران پراكنده اند. شماري از كانسارهاي سرب، روي، مس، طلاو آهن كه هماكنون در ايران اهميت دارند، در زمان ساسانيان شناخته شدند و عمده فعاليت معدنكاري ستادي ايران را بايد به اين دوره نسبت داد.بيشتر اشيا و ابزار فلزي كه درحفاري هاي باستان شناسي به دست آمده، متعلق به دوره ساساني مي باشد و اين خود،نشان دهنده طيف وسيع استفاده از معادن (طلا، نقره، سرب، مس و روي و ...) در اين دوره است. از جملهمعادني كه در اين زمان فعاليت چشمگير داشتند، مي توان به معدن سرب و نقره نخلك،سرب و نقره خارستان و سرب و نقره آهنگران ملاير و معادن سرب و روي در كوهبنان كرماناشاره كرد. معادن طلايي كه در زمان هخامنشي نيز فعال بودند، احتمالادر اين زمانفعال شده اند. رونق ظروف نقره اي در اين زمان، نشانه گسترش معدن كاري سرب، روي ونقره است.در دوره ساسانيان، از قول نمايندگان چين كه بين سال هاي 400 و 531 ميلاديبه دربار ايران رفت و آمد داشته اند چنين نقل مي كنند: «در تيسفون پايتخت ساساني،محصولات طبيعي عبارت است از؛ طلا، نقره، مرجان، مرواريد، بلور، آهن، مس، شنگرف،جيوه و ...»
منبع:
اسميرنوف،1983، زمين شناسي ذخاير معدني، ترجمه علي پور، 1367، مركز نشر دانشگاهي
نامه دنياي اقتصاد، شماره 2923 به تاريخ 30/2/92، صفحه31 (تاريخ اقتصاد)

برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: شنبه 29 تير 1392 ساعت: 13:15

صفحه بندی