متن زیر دل نوشته یک دانشجوی دختر 22 ساله استفرزند شهید که برای پدرش نوشته است.
هرچند که او را می شناسم اما چون اجازه نوشتناسمش را نگرفته ام متن را گذاشتم اگر عمری بود هفته بعد می بینمشان ، اجازه داداسمشان را هم می نویسم.
سال های زیادی است که بغض سنگینی در دل دارم، بغضی که اشک های بیپایان نمی تواند آن را بشکند. سال هایدرازی است که درد و دل هایم را فقط به قاب عکس تو می گویم...انگار حرف های مرا میشنوی ... باباجان نمی دانی با چه شوقیکلاس اول ابتدایی را تمام کردم که بر سر مزارت بیایم و برایت بگویم بابا آب داد...
پدر جان بعضی وقت ها که دلم می گیرد سراغپیراهنت می روم ، آن را روی صورتم می گذارم که بوی تو را می دهد که چه راز ها دراین پیراهن نهفته است...
پدر جان قسم به گل های آفتابگردان که همیشهدلتنگ بهارند
دلم کودکانه برایت تنگ شده است.
برچسب:
نویسنده: عباس تقی زاده