خرید بک لینک

دوشنبه که به همراه مهندس علی اکبر مشرفی به شهداد آمدم. می خواستم چند کلمه ای را از تریبون مهدیه شهداد خطاب به ایشان و به عنوان متن تبریک و ...در جمع مردم خوب شهداد بخوانم. برخی از بزرگان حاضر در جلسه - مقیم و اهل شهداد- برای حرف زدنم مقاومت می کردند. تا بالاخره رضایت دادند.

آن موقع احساس کردم در مهدیه امام زمان عج نیستم و گویا در کلیسای سال 1610 میلادی هستم جایی که گالیله گفت:در هفتادمین سال زندگی در مقابل شما به زانو درآمدهام و در حالی که کتاب مقدس را پیش چشم دارم و با دستهای خود لمس میکنم توبه میکنم و ادعای واهی حرکت زمین را انکار میکنم و آنرا منفور و مطرود مینمایم"

اما دور و برم پر از نشانه های مهدیه و دعای "اللهم عجل لولیک الفرج "بود.

نمی دانم چرا یاد گالیله افتادم. کم مانده بود اعتراف کنم.همه افکارم واهی است. اما طنین دست زدن هایتان ، برق چشمانتان و عاطفه کلامتان باز امید وارم کرد که رو به شما داشته باشم شما مردم خوب که همواره منافق صفتی و صد رنگی ها را رسوا کرده اید.

ما به یک تحول بنیادین در اندیشه نیازمندیم تا از غلاف های پوسیده اما باقدمت رهایی یابیم.

ارتفاع اندیشه مان را بلند سازیم تا کوته نظران، جایی برای عرض اندام کردن نداشته باشند. تغییر و تحول از اندیشه آغاز می شود.

باید زبان اجتماع شهداد ، باز شود. جامعه شهداد باید به سخن بیاید.از دل گفت و گو هست که افکارعمومی شکل می گیرد و در ادامه قدرت می یابد، تکثیر می شود و تاثیر گذار.

فقط شنونده نباشیم حرف زدن ، حق همه ما و شماست. اما مکان های مذهبی مانند مهدیه و تکیه خضری ها ، ظرفیت به سخن درآوردن همه جامعه را ندارند و باید به سمت تریبون های عمومی و آزاد رفت .اما درشهداد، صرفا تریبون ها در مکان های مذهبی فعالند و بقیه ظرفیت ها،غیر فعال.

آموزش و پرورش، ارشاد اسلامی، شورای شهر و شهرداری، و بویژه و بویژه تشکل های غیر دولتی باید ظرفیت های نوینی را ایجاد و فعال سازند. جامعه ساکت، جامعه بیمار و نیمه مرده و گاه ، مرده است.

...

...

اما،هنوز برای اعتراف کردن دو دل هستم. شاید زمین هنوز ثابت است !اوضاع شهدادکه گویی اینگونه است.

برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: پنجشنبه 30 خرداد 1392 ساعت: 12:38

صفحه بندی