خرید بک لینک

لطیفه هایی از محمود جعفری کوهبنانیدبیر سابق آموزش وپرورش شهداد

شهدادنیوز

روزي مدير يكياز شركتهاي بزرگ در حاليكه به سمت دفتر كارش مي رفت چشمش به جواني افتاد كه دركنار ديوار ايستاده بود و به اطراف خود نگاه ميكرد.

جلو رفت و از اوپرسيد: «شما ماهانه چقدر حقوق دريافت مي كني؟»

جوان با تعجبجواب داد: «ماهي 2000 دلار.»

مدير با نگاهيآشفته دست به جيب شد و از كيف پول خود 6000 دلار را در آورده و به جوان داد و بهاو گفت: «اين حقوق سه ماه تو، برو و ديگر اينجا پيدايت نشود، ما به كارمندان خودحقوق مي دهيم كه كار كنند نه اينكه يكجا بايستند و بيكار به اطراف نگاه كنند.»

جوان با خوشحالياز جا جهيد و به سرعت دور شد. مدير از كارمند ديگري كه در نزديكيش بود پرسيد: «آنجوان كارمند كدام قسمت بود؟»

كارمند با تعجباز رفتار مدير خود به او جواب داد: «او پيك پيتزا فروشي بود كه براي كاركنان پيتزاآورده بود.»

مصاحبه شغلي

در پايان مصاحبهشغلي براي استخدام در شركتي، مدير منابع انساني شركت از مهندس جوان صفر كيلومتر امآي تي پرسيد: «و براي شروع كار، حقوق مورد انتظار شما چيست؟»

مهندس گفت:«حدود 75000 دلار در سال، بسته به اينكه چه مزايايي داده شود.»

مدير منابعانساني گفت: «خب، نظر شما درباره 5 هفته تعطيلي، 14 روز تعطيلي با حقوق، بيمه كاملدرماني و حقوق بازنشستگي ويژه و خودروي شيك و مدل بالاي در اختيار چيست؟»

مهندس جوان ازجا پريد و با تعجب پرسيد: «شوخي مي كنيد»؟

مدير منابعانساني گفت: «بله، اما اول تو شروع كردي.»

كارمند تازهوارد

مردي به استخداميك شركت بزرگ چندمليتي درآمد. در اولين روز كار خود، با كافه تريا تماس گرفت وفرياد زد: «يك فنجان قهوه براي من بياوريد.»

صدايي از آن طرفپاسخ داد: «شماره داخلي را اشتباه گرفته اي. مي داني تو با كي داري حرف مي زني؟»

كارمند تازهوارد گفت: «نه»

صداي آن طرفگفت: «من مدير اجرايي شركت هستم، احمق.»

مرد تازه واردبا لحني حق به جانب گفت: «و تو ميداني با كي حرف ميزني، بيچاره.»

مدير اجراييگفت: «نه»

كارمند تازهوارد گفت: «خوبه» و سريع گوشي را گذاشت.

اشتباه موردي

كارمندي به دفتررئيس خود مي رود و مي گويد: «معني اين چيست؟ شما 200 دلار كمتر از چيزي كه توافقكرده بوديم به من پرداخت كرديد.»

رئيس پاسخ ميدهد: «خودم مي دانم، اما ماه گذشته كه 200 دلار بيشتر به تو پرداخت كردم هيچشكايتي نكردي.»

كارمند با حاضرجوابي پاسخ مي دهد: «درسته، من اشتباه هاي موردي را مي توانم بپذيرم اما وقتي بهصورت عادت شود وظيفه خود مي دانم به شما گزارش كنم.»

زندگي پس از مرگ

رئيس: شما بهزندگي پس از مرگ اعتقاد داريد؟

كارمند: بله!

رئيس: خوب است.چون وقتي صبح امروز براي شركت در مراسم تشييع جنازه پدربزرگتان اداره را ترككرديد، او به اينجا آمد و گفت كه مي خواهد شما را ببيند

فرستنده: محمودجعفری کوهبنانی دبیر سابق آموزش و پرورش شهداد

برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: شنبه 18 خرداد 1392 ساعت: 13:56

صفحه بندی