خرید بک لینک
یاری اندرکس نمی بینیم یاران را چه شد؟ دوستی کی آخر آمد؟ دوستداران را چه شد؟

آب حیوان، تیره گون شد، خضر فرخ پی کجاست؟ گل بگشت از رنگ خود، باد بهاران را چه شد؟

کس نمی گوید که یاری داشت حقِّ دوستی حق شناسان را چه کار افتاد؟ یاران را چه شد؟

شهرِ یاران بود و خاکِ مهربانان این دیار مهربانی کی سرآمد؟ شهریاران را چه شد؟

لعلی از کانِ مروت، برنیامد، سالهاست! تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد؟

گوی توفیق و کرامت، در میان افکنده اند کس به میدان در نمی آید، سواران را چه شد؟

صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست! عندلیبان را چه پیش آمد؟ هَزاران را چه شد؟

زهره سازی خوش نمی سازد! مگر عودش بسوخت؟کس ندارد ذوق مستی، میگساران را چه شد؟

حافظ اسرار الهی، کس نمی داند خموش! از که می پرسی که دور روزگاران را چه شد؟

منبع:

دیوان خواجه شمس الدین محمد، حافظ شیرازی، به تصحیح سید علی محمد رفیعی

برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: دوشنبه 14 اسفند 1391 ساعت: 13:7

صفحه بندی