بازار شهداد،امروز به طور ناگهانی تعطیل شد
به گزارش خبر نگار شهداد باستان امروز چهار شنبه مورخ91/6/8ماموران تعزیرات حکومتی کرمان ساعت حدود 8صبح به طور سرزده به شهداد سفر وضمن حضور در بازار شهر اقدام به بررسی قیمت اجناس وبرخورد قانونی با گرانفروشان کردند/
بر پایه گزارش خبر نگار شهداد باستان همزمان با حضور تیم تعزیراتی به شهداد و مراجعه آنها به اولین مغازه ورودی شهر،این خبر در بازار منعکس و مغازه داران به جز چند نفر که اجناسشان بدون مشکل ودارای اتیکت بوداقدام به بستن مغازه هاکردند و اینگونه بازار پر جنب و جوش شهردر صبح تعطیل شد/
یاد آور می شود قیمت برخی از کالاهای مغازه های شهداد بویژه میوه فروشی ها در شهداد بسیار سر سام آور و نسبت به کرمان 2تا 2/5برابر است مثلا اگر سیب زمینی در بازار کرمان 500تومان باشد در بازار شهداد1000تا 1200تومان عرضه می شودکه می طلبدتعزیرا ت حکومتی هر از گاهی سرزده بر قیمتهای بازارنظارت نماید/
شهدادباستان در پایان ضمن تشکر از مسولان مربوطه به ویژه تیم تعزیراتی امروزبه خاطر این اقدام از شورای اسلامی شهر شهداد نیز درخواست دارد تا بر بازار میوه نظارت نمایند
توضیحات شهدانیوز:
مدیر محترم شهدادباستان از کدام شورای شهر سخن می گویید ودرخواست دارید مگر طبق قانون قرارنبود کسانی که ساکن ومقیم شهدادنیستند- یا هر شهر و روستایی که عضو شورا هستند -از شورا کنار روند.
آیا مسئولان شهداد از مغازه ها خرید نمی کنند که بفهمند گرانفروشی هست یا نیست. حتما باید بازرسین از کرمان بیایند.
بگذار به موضوعی اشاره کنم. چند روز قبل یکی از کارمندان یک اداره مهم شهداد با من تماس گرفت که رییس دادگاه شهداد به طورمرتب سر کار خود حاضر نمی شود و گاه مردم مجبورند برای یک امضا به دادگاه ماهان یا گلباف بروند واز من خواست که این موضوع راپیگیری کنم همان جا گفتم خوب چرا اداره خودتان که مسئولیت مهمی دارد دو کلام نمی نویسد وبه کرمان منعکس نمی کند؟
اتفاقا دو روز بعد به شهداد آمدم و چند نفر دیگر نیز چنین درخواستی داشتند ومن بسیار متعجب شدم از این خلق الله که چرا این چنین ا ند ودرحالی که دو ماه اوضاع چنین است پیگیر نمی شوند. به همان اداره رفتم وبا مشاور رییس کل دادگستری استان تماس گرفتم وموضوع را طرح وایشان قول پیگیری داد وبه ایشان هم عرض کردم درصورتی که مشکل ادامه یابد در مطبوعات منعکس می کنم.مشاور محترم از دوستان بنده هستند ولی قرار نیست با او رودربایستی داشته باشم.
حالا گرانفروشی هم از همین مقوله است اضافه کنید کیفیت نه چندان خوب پخت نان در شهداد- کرایه های بین شهری . نبود مینی بوس یا ون برای رفت و آمد وهزار و یک مشکل دیگر. خودم هم شهدادی هستم ولی ما مردم شهداد ومسئولانش به هم می آییم . خدا در و تخته را با هم جور می کند. خلاصه باید به هم بیاییم . مردمی که پیگیر حقوق اولیه شان نیستند مسئولانی اینچنینُ حقشان است.
شما از شورای شهر چه درخواستی دارید. اسم دو تا میدان وخیابان را درست و مناسب با پشتوانه تاریخی شهداد نام گذاری نمی کنند. فکر می کنند شهداد فقط یک شهر مذهبی و مقدس است.از مسئولان چه می خواهید. همین شورای شهرگلباف همسایه مان از ۵ عضوشُ ۳ عضو آن دکتر هستند. اما در شهداد اوضاع چنان است که بسیاری فراری شده اند. اگر یکی توی خیابان رفت و آستین پیراهنش کوتاه بود و شلوار لی پوشیده بود یا نمیدانم خانمی پر چادرش را درست تو دستش نگرفته بود . فاجعه راه می افتد و رگ گردن ها بیرون می زند و حیثیت مدینه فاضله لکه د ار می شود. اما در همین شهر و بخش اگر اعتبارات خشکسالی و... نا عادلانه توزیع شود یا فلان طرح خود اشتغالی فلان زن بیوه تصویب نشود یا وامش را نپرازندآب از آب تکان نمی خورد.و مصلحت است که سکوت اختیار گردد.
کجایند آنها که پشت تریبون می رفتند و یک ماهه دانشکده کشاورزی راه می انداختند و بقیه را سرکوفت می دادند.؟ چه شد؟ عرضه ندارید چرا مردم را امید وار می کنید. دقیقا منظورشان از دانشکده چه بود.حالا ممکن است صد تا توجیه بیاورند.
شق القمر کرده اند یک خیابانی را دارند آسفالت می کنند باید رکوردش را توی کتاب گینس ثبت کنند.البته کار بزرگی است اما برای شهداد با آن پشتوانه و سابقه خیلی کم است.به هر روستایی سفر کنید نسبت به دو سال قبل کلی عوض شده اما اگر یک شهدادی که صد سال قبل فوت کرده الان از توی گور زنده بیرون بیاید یک راست می رود در خانه اش. چرا که چیزی عوض نشده و وضعیت عین گذشته است.
دیروز داشتم کتابی از دکتر کمالی پور راوری می خواندم نوشته بود "بعد از چند سال که برگشتم راور. نتوانستم خانه مان را پیداکنم و راور کلی تغییر کرده بود. "
حالا نظر شخص دیگری را می آورم. چندسال قبل با دکتر اسماعیل میرفخرایی که در تلویزیون هم برنامه های علمی اجرا می کندتوی کوچه های شهداد به اتفاق چند تا از میهمانان جشنواره رشد می چرخیدیم ایشان رو کرد به من وگفت: اینجا شهر در حال انقراض است. و دیگری-از کارگردان ها- آن را به یک ویرانه تشبیه کرد.
تابلو می زنند بلوار امام جمعه. آقا بلوار تعریف دارد خیلی طنز آمیزاست. احتمالا گفته اند قراراست صد سال بعد بلوارشود بذار تابلوشو از حالا نصب کنیم صرفه جویی کرده باشیم انصافا هر غریبه چشمش به این تابلو بیفتد وبعد آن خیابان باریک را ببیند به همه چیز ما نمی خندد.از همه بدتر عقل مان را زیر سوال نمی برد. حتما با همین عقل تابلوی دانشکده کشاورزی را گذاشتند بغل دیوار. حالا کو دانشکده. اول تابلو می زنند؟
همین نماینده محترم کرمان آقای دکتر زاهدی که چندی پیش تشریف آوردند شهداد و... که هیچ دیدار مردمی هم نداشتند البته بگویم روز قبل ایشان رفته بودند گلباف . هم در جوشان وهم در گلباف با مردم ملاقات داشتند. آیا می دانید برنامه سفر مسئولان استانی و نمایندگان را مدیران محلی تنظیم می کنند و درشهداد ملاقات مردمی برای نماینده محترم نگذاشته بودند خب نماینده هم از خدا می خواهد.واسته مردمی نباشد تعهداتش هم کمتر می شود. البته هر وقت عدس پلویی ر کارباشد مردم را خبر می دهند تشریف بیاورند مهدیه شهداد نوش جان کنند.
از ماست که بر ماست نه این ونه آن فرد مقصر است که بیش از سی سال است که همه بدبختی های شهداد را گردن این وآن می اندازیم. و خودمان را این ور گود قرار می دهیم.ما اگر بخواهیم هیچ وقت رییس دادگاه جرات نمی کند سر کارش نامنظم حاضر شود رییس دادگاه باشد که باشد. دوره رضا شاه و خان بازی که نیست اما ما هنوز توی همان پوسته ایم همان نظام ارباب و رعیتی رفته توی خونمان. جزئ ژنتیکمان شده. فکر می کنیم روسا همان ارباب ها هستند و ما رعیت . یکی از ثمرات ارزنده این انقلاب عظیم جمهوری اسلامی فرو ریختن همین مناسبات و رابطه های عمودی قدرت بود اما در شهدا هنوز این روابط بازتولید می شود. عین دستکاه زیراکس از نسلی به نسل بعد منتقل می شود.
اگر اینچنین نبود رییس آموزش وپرورش جرات نمی کند سمند آموزش وپرورش توی جاده دست رییس بانک ملی بدهد(چندسال قبل ) .
اگر من وتو بخواهیم هیچ وقت اداره تربیت بدنی به این فلاکت نمی افتد که یک کارمندش توی آموزش وپرورش باشد ومیز کارمند دیگر توی بخشداری. یا چند سال قبل کسی را بفرستند که ماهی یکبار هم شهداد نیاید.جایی که اگر استعدادهای ورزشی اش شناخته شود دستکم در دوچرخه سواری و دو و میدانی و...حرف برای گفتن دارد.
اگر ما پای کاربودیم الان وسایل کانون پرورش فکری سیرچ همان جا بود ونه توی کرمان و....... الان دیوار بیمارستان شهداد را فرو نریخته بودند. جالب آنکه عموم دست اندرکاران سند زدن بخشی از بیمارستا ن ۸۰ تختخوابی و خیر ساز شهداد اهل شهداد بوده اند که این جنایت را درحق آینده وحال وطنشان مرتکب شده اند.
اگر ما مطالبه گر بودیم الان موزه باستان شناسی و مردم شناسی داشتیم. کاوش ها تعطیل نشده بود. دانشکده کشاورزی راه افتاده بود.

اف بر هر که دیوار فروریخته بیمارستان امام رضا ع شهداد را می بیند -دیواری را که فرو ریخته اند- و بی تفاوت از کنار آن می گذرد. بیایید صفات بدمان راپای همین دیوار چال کنیم تا خیلی چیزها عوض شود.مسببان این کار چه پاسخی برای آیندگان و وجدان خفته خود دارند که روزی بیدارخواهدشد.
اگر ما شهدادی ها وطنمان را عمیقا دوست داشتیم خیلی ها رفته بودند و پشت سرشان را هم نگاه نمی کردند وخیلی هم اصلا نمی آمدند. و خیلی ها هم می آمدند.
اسم این آدم ها مهم نیست که این برود یا بماند مهم این است که ما تغییر کنیم هر کس قرار باشد می رود و هرکس قرار باشد می ماند یا می آید. والا این در وتخته همین طور جفت وجور می ماند .
برچسب:
نویسنده: عباس تقی زاده