خرید بک لینک

مطلب بصورت موقت و بدون نمایش در وبلاگ ثبت شده است

نگاهی به فعالیت های گردشگری دربخش شهداد-حلقه مفقوده کجاست؟

عبور از کلو های شهدادبدون نقشه راهنما

این مطلب با عنوان " عبور از کلو های شهدادبدون نقشه راهنما، به صورت خلاصه تر" در روزنامه "استقامت" ، 28خردادماه 1391 منتشرشده است.

عباس تقی زاده

آنچه درپی می آید به فعالیت های حوزه گردشگری دربخش شهداد می پردازد وتلاش می شود نقاط قوت وضعف آنها رانمایان سازد.

شروع راه

آغاز راه ورود گردشگر درمفهوم جدید به شهداد وکویر آن و بویژه کلوت های افسانه ای اش را می توان به دهه 70 نسبت داد جایی که در دی ماه 1378 اولین همایش ملی شناخت کویر لوت برگزارشد. "برهوت سوزان وخشک،چیزی شبیه جهنم ، وجود اشرار وکاروان های قاچاق و.."اینها نخستین چیزهایی بود که به ذهن بسیاری می رسید وقتی نام کویر لوت را می شنیدند وبرای زدودن تصاویر ذهنی نادرست و مخدوش از منطقه و گشودن دروازه های تازه و راه های نو برای آبادانی آن،همایش برگزارشد.

هرچند گام اول بود اما این گام هم محکم وهم علمی برداشته شد. دراین همایش 18 مقاله دربخش علمی درتالار برق منطقه ای به صورت سخنرانی ارایه گردید که هریک، پنجره ای به کویر و شهداد می گشود.در روز سوم همایش نیز، بیش از600نفر با اتوبوس به شهداد سفرکردند وپس ازاستقبالی که نمونه آن تاکنون تکرارنشده است میهمانان ، درصحن امام زاده زید (ع) شهداد تجمع کردند . مراسم استقبال با سخنرانی محمد علی کریمی رییس همایش و معاون وقت سیاسی انتظامی استانداری و مسئولان محلی واجرای برنامه های هنری همراه بود. آنچه بیش از هرچیزی به چشم می آمد استقبال صد ها دانش آموز درروستای سیرچ ، ورودی شهداد وشهرشهداد بود که درکنار بزرگ ترها با تکان دادن دست و تقدیم شاخه های گل نرگس به استقبال میهمانان آمده بودند. درشهر هم شورعجیبی موج می زد.مردم،دسته دسته به سوی امام زاده روان بودند، خودجوش واما با ذهنی پر از سوال و دلی پر از امید به آینده شهرشان. حضور خودجوش ونه دستوری و شادمانه مردم دراین روز، عنصر ارزشمندی است که متاسفانه استفاده ازآن به عنوان یک عنصر معنوی درتوسعه منطقه، مغفول مانده است.

این حضور آن قدر تاثیر گذار ومهیج بود که هنوز نشانه هایش راروی چهره وسخن میهمانان به یاد دارم.اینجا بود که تصویر کلیشه ای ونادرست از کویر وشهداد ، شکافی عمیق خورد تا به جای آن، واقعیت مردمان همسایه کویر، بنشیند. مردمی که به گواه مستندات تاریخی ، دستکم 7 هزارسال با کویر همسایه اند و مقاوم و امید وار،به زندگی دراین دیارادامه می دهند.

قطار اتوبوس ها درکویر به راه افتاد ؛ سکوت کویر شکست و اینچنین ، دروازه های بزرگ ترین شهر بی جمعیت جهان، کلوت ها ، به روی مسافران وگردشگران گشوده شد.

اما آن امیدهای اوج گرفته که آن روز دردل مردمان این سامان متولد شد چه سرنوشتی پیدا کرد؟پاسخ به این سوال اساسی را درادامه پی می گیریم.

گام دوم

سال 79کمیته فرعی کویر لوت دربخشداری شهداد تشکیل شد. کمیته اصلی درمعاونت سیاسی وانتظامی استانداری فعالیت می کرد. به دنبال آن انجمن میراث فرهنگی شهداد راه اندازی ونمایندگی میراث فرهنگی از حالت رکود درآمد و فعال شد.

دراین زمان پای اخبارشهداد به مطبوعات وخبرگزاری ها بازشد وانتشار فصلنامه نخل شهداد وماهنامه های آراتا،سروسیرچ و ولایت اندوهجرد جانی تازه به حیات فرهنگی و اجتماعی شهداد و توابع بخشیدند. تشکل غیر دولتی جوانان با نام خانه شکوفه های اندیشه هم شروع به فعالیت کرد ودرکنار تشکیل انجمن ادبی و...تحرک اجتماعی درشهداد صدچندان گشت. شهداد حضور نخستین تورهای گردشگری که معمولا از سوی ادرات دولتی مانند سازمان ملی جوانان، استانداری ، دانشگاه ها و..ساماندهی می شدند را تجربه کرد.مدیر کل وقت سیاسی استانداری از راه اندازی خانه های توریست درشهداد خبر داد(درجمع فرهنگیان درمهدیه شهداد) و شهرداری شهداد ومیراث فرهنگی هم از ثبت خانه تاریخی صادقی و بازسازی آن برای خانه توریست خبردارند.(اتفاق دوم رخ نداد).

گام سوم

همایش شهداد شناسی با مدیریت مرکز کرمان شناسی مهر81درشهداد برگزارشد. حدود 400شرکت کننده درهمایش، به شهداد آمدند ودرسالن اجتماعات نیم بند این شهر، چند سخنرانی برگزارشد که کمتر ارتباطی با شهداد داشت. انتظارمی رفت با توجه به روند فعالیت های مختلف درشهداد، این همایش با برگزاری کارگاه های علمی ، سخنرانی های مرتبط و ارائه راه کارهایی که ازدل فعالیت های میدانی و پژوهشی استخراج شده باشد گره ای از گره های کور منطقه رابازکند نه اینکه درحد وقواره یک اردوی تفریحی برگزارشود.

بدنیست اشاره ای به یک اردوی علمی دانشجویی داشته باشم که دهه 60 درشهداد برگزارشد.آنوقت یک شخصیت دانشگاهی یکی ازنمایندگان مردم کرمان درمجلس شورای اسلامی بود.دانشجویان آمده بودند از معدن نمک شهداد دیدن کنند وبرای اندازه گیری "ید" درنمک، از آن نمونه برداری نمایند.درپایان این عده و تعدادی ازاهالی درسالن اجتماعات شهداد جمع شدند نماینده محترم هم حضور داشت یکی پرسید چه برنامه ای برای شهداد دارید؟ ایشان اینچنین پاسخ دادند. من توجه شما را به سخن امام خمینی که روی این پارچه نوشته شده درسالن ، جلب می کنم وبعد جمله راخواندند وگفتند به زمان برگزاری نمازجمعه رسیدیم و باید به آنجا برویم. هنوز نتوانستم این پاسخ را با سوال تطبیق دهم. این را آوردم که به یک شاهد تاریخی (دهه 60) اشاره کرده باشم.

بازسازی قلعه شفیع آباد که برای برگزاری همایش دانش آموزی گفتگوی تمدن ها درنظر گرفته شده بود شروع شد. با برگزارنشدن همایش درشهداد، بازسازی چند ماهی متوقف شد اما برای برگزاری جشنواره کویر در شهریور ماه 1382 بازسازی آن تداوم یافت .(بازسازی بعد ها به حال خود رها شد و درعمل با نصب دری آهنین برای قلعه تاریخی متوقف شد). کمپ گردشگری کویر در28 کیلومتری شمال شرق شهداد و9 کیلومتری روستای شفیع آباد وده سیف ساخته شد.کمپی با 34 آلاچیق، سرویس های بهداشتی، آمفی تئاتر روباز، سامانه روشنایی وآب بهداشتی و راه آسفالته که جشنواره کویر درآن برگزار واسقبال بی نظیری چه درسطح استان و چه درسطح محلی ازآن شد.

گام چهارم

سمیناری با نام کویر دراردیبهشت 1385برگزارشد. بخش کارگاهی آن درحوزه علیمه سیرچ برپاشد. از نکات جالب توجه این همایش این بودکه مجری محترم (ازمیراث فرهنگی)از ابتدا تا انتها، فقط از دست نوشته های دکتر شریعتی درکتاب کویر خواند و حتی به اینکه سیرچ، زادگاه هوشنگ مرادی کرمانی هست هم اشاره ای نشد حال ببینید وقتی مجریان کار، این شناخت ناقص رابه میهمانان ارائه می دهند چگونه انتظارمی رود که نمایندگان مجتمع های اقامتی و هتل های کشور و..که درهمایش حضور داشتند برای کویرو شهداد برنامه ریزی کنند. همچنین پایگاه حفاظت میراث فرهنگی درشهداد راه اندازی شد و این سازمان درشهداد صاحب جایگاه بالاتری گردید.

گام پنجم

حضور تورهای گروهی و پرجمعیت برای اجرای برنامه های شب یلدا، کویر نوردی، ساخت فیلم های مستند، استفاده از کلوت ها درفیلم های سینمایی و تاریخی، حضور سفرا ونمایندگان سیاسی کشورها در کویر، گستراندن قالی کرمان درکلوت ها و.... و برنامه هایی از این دست می توان نام برد که هنوز هم ادامه دارد.هرچند که برخی مستند ها، شرایط علمی رارعایت نکرده ودرحد شعبده بازی ، ضبط شدند.

گام ششم

گشایش جاده شهداد به نهبندان،پس از برگزاری همایش ملی شناخت کویر لوت اتفاق مهم و نقطه عطف دیگری بود که دراسفند 1387رخ داد. این راه، فاصله کرمان به زابل را 175 کیلومتر کاهش داد و از همه مهم تر دسترسی همگانی را به کلوت های شهداد ، امکان پذیرساخت.درادامه فعالیت های عمرانی باید به احداث مجتمع رفاهی و امدادی در کیلومتر 75 جاده شهداد- نهبندان اشاره نمایم که پیشنهاد آن را درقالب سی طرح پیشنهادی ، درنخستین روزهای حضور دکتر دهمرده دراستانداری کرمان از طریق محمد شهرکی به ایشان ارائه دادم و با مدیریت ایشان این فعالیت ها انجام شد. انتقال آب وبرق به این مکان، تاسیس پایگاه انتظامی، پست امدادی هلال احمر، استقراراورژانس دراین مکان، ساخت پایگاه امداد جاده ای هلال احمر درمحل مسجد ابوالفضل سیرچ ، تسطیح دوسوی تونل شهداد وآماده سازی پیست اسکی، و..از مهم ترین فعالیت های عمرانی بود که درحوزه گردشگری انجام شد. نصب ماکت قدیمی ترین پرچم فلزی جهان درباغ ملی شهداد، مرمت آب انبار راهم می توان نام برد که همگی دردولت های نهم ودهم به اجرا رسید.ضمنا آغازاحداث جاده نهبندان به یک دهه قبل برمی گشت اما دراین دوره با سفر مقام معظم رهبری به خراسان جنوبی وکرمان شتابی صدچندان گرفت.

گام هفتم

حالا به دهه 90 رسیده ایم خبر از برگزاری جشنواره ملی کلوت های شهداد بود که درآبان 90 برگزارشداما با سخنان انتقادی پروفسورکردوانی، با حواشی زیادی همراه شد.این جشنواره با پخش زنده تلویزیونی ازشبکه 3 و شما توانست ، ظرفیت های گردشگری منطقه را درابعاد وسیعی معرفی کند.حضور 50 هزارنفری گردشگران به استناد سخنان فرماندارکرمان نیز از نکات مثبت آن بود.

نقد وبررسی

این بخش راازهمین، جشنواره کلوت های شهداد شروع می کنم که آبان 90برگزارشد.

نبودحس میزبانی

با نگاهی منصفانه ،درهیچ برنامه وجشنواره وهمایشی به اندازه همایش ملی شناخت کویر لوت که دردیماه 1378برگزارشد مردم شهداد، احساس میزبانی نداشتند.وازآن به بعد ،با آنها درحالی که خودشان صاحب کلوت ها و همسایه هزاران ساله آنها بودند و شن های کویر جزئی از غذای روزانه شان هست چون یک میهمان رفتارشد.اوج آن رادرهمایش کلوت ها شاهدبودیم که هیچ یک از مسئولان محلی شهداد درحالی که میزبان واقعی بودندمحلی ازاعراب نداشتند وحتی یک خوشامدگویی ساده هم ازایشان دیده نشد.

تازمانی که مردم منطقه احساس نکنند که میزبان هستند و به آنها مشارکت لازم دربرنامه ها داده نشود اجرای جشنواره ها وهمایش ها، راه به جایی نخواهد برد چراکه هدف نهایی از فعالیت ها ، کمک به توسعه منطقه با فعال کردن ظرفیت های ناشناخته گردشگری و..با مشارکت مردم است.

شهداددرحاشیه کلوتها

امروزه، سایه کلوت ها روی شهداد افتاده است و شهداد درحاشیه آنها قرارگرفته است.تا قبل از این،مسافران تا سیرچ می آمدند وبرمی گشتند و شهداد درحاشیه سیرچ بود و امروز،آنها از کنار شهداد گذرمی کنند وبه کویرمی روند.شهداد بازهم درحاشیه است.

البته قرار است مسیرهای دسترسی به شهداد و جاده نهبندان از داخل شهر ایجاد دشود ونجاراستاندار و سعیدی فرماندارکرمان و مسئولان محلی دراین راه تلاش می کنند اما نکته ای که مغفول مانده ،این است که شهرداری شهداد، نه درآمد کافی داردونه نیروی تخصصی کافی ولازم است اعتبارات ویژه ای برای بهبود وضعیت شهری شهداد تخصیص یابد تا درحد وقواره یک شهرگردشگر پذیر، ظاهرشود.

سیرچ هم اوضاع مناسبی ندارد.فضای کثیف و پراز آشغال اطراف رودخانه وتجاوز به حریم رودخانه با ساخت وسازهای فراوان که هر روز، عرض آن را تنگ تر می کند نیاز به نظارت بیشتر ومداخله مسئولان راضروری می نماید.بافت فرهنگی واجتماعی سیرچ ، چنان تغییر کرده است که محال است این روستای مصفا وسبزینه کویر، دیگر بتواند، هوشنگ مرادی دیگری پرورش دهد. رسیدگی به اوضاع سیرچ درابعاد مختلف، ساخت باند دوم جاده درمحدوده روستا، ساماندهی پیست اسکی تونل، ارتقای سیرچ به شهر ضروری است.

حلقه مفقوده

حلقه مفقوده کجاست که این زنجیره، ناقص مانده است.آیا هنوز امید های تبلوریافته ای که دستکم از دی 78دردل مردمان این دیارزنده شد پابرجاست؟

امروزه درشهداد، خانه توریستی وجود ندارد و وضعیت اقتصادی آن هم ،با تحت پوشش بودن جمعیت زیادی از اهالی درنهاد های حمایتی مشخص است.درشهرهم نشانه ای از گردشگرپذیربودن دیده نمی شود. جایی که 7هزارسال تاریخ مستند دارد و پذیرای هزاران گردشگر بویژه درایام نوروز است باید به تمامی ،عناصر این میزبانی راداشته باشد که ندارد.

تاثیر فعالیت های گردگشری به قدری ناچیز بوده است که حتی درنام گذاری معابر ومیادین هم نشانی از آن نمی بینیم و نوعی تقلید ازشهرهای دیگر راشاهدیم.جایی که خود تاریخ ساز ومرکزتمدن بوده است به نوعی کاریکاتور، جاهایی شده است که برخی دوست دارند شهداد مثل آنجا باشد.

برای نمونه درورودی شهداد به کویر و نهبندان یک میدان مثلثی شکل ایجاد شده است.اخیرانام مصلی رابرآن نهاده ا ند اما واقعا این نام مناسب اینجا نیست این نام، خوب است اما درجای خودش باید به کاررود .بایدببینیم ترجیح نام درکجاست.این نقطه دروازه تاریخی استان کرمان از سمت سیستان وبلوچستان وخراسان جنوبی است . دروازه کویر وکلوت هاست.دروازه شهری است که صاحب قدیمی ترین پرچم جهان است. بهتر است نام مناسب تری را انتخاب کنیم. شاید خوانندگان محترم بگویند نام گذاری معابرو..ارتباطی با توسعه گردشگری ندارد.با آوردن این مثال، خواستم ذهنیت حاکم برشهداد را نشان دهم.اگر فعالیت های گردشگری توانسته بود، مردم و مسئولان محلی رامشارکت دهد،قطعا،اثرش رادرهمه ابعاد شاهد بودیم. یا نگاه کنید به تخریب کلوت ها توسط مخابرات ویا مانورهایی که انجام شد.درآنجا هم مدیران محلی دست روی دست گذاشتند وتنها چند جوان شهدادی بودند که با یک وبلاگ و...توانستند مانور را لغو کنند.قصد ندارم بحث راشخصی کنم اما اگر فضای گفتگو فراهم شود حرف های زیادی برای گفتن هست که باید درجای مناسب بیان شود.متاسفانه دستکم نیمی از نیروهای انسانی شهداد، تریبونی درشهدادندارندو میکروفنشان خاموش است.

اگر راه به درستی پیموده شده بود و ازهمان ابتدا یک نقشه و طرح مدون و اصولی باتوجه به ویژگی های اقلیمی وفرهنگی منطقه ، ترسیم شده بود شاید امروز، دیگر شاهد مهاجرت بیش ازحد اهالی نبودیم. امروزدیگر فصلنامه نخل شهداد درشهداد منتشرنمی شود و کمتر درمطبوعات و خبرگزاری ها خبری از شهداددیده می شود.تشکل های غیردولتی مثل خانه شکوفه های اندیشه با نبود جوانان و مهاجرت نیروهای جوان برای اشتغال و..تعطیل شده و آمار دانش آموزی به شدت کاهش یافته است.شدت مهاجرت به حدی است که بسیاری از شوراهای روستا وشهر،به دلیل مهاجرت اعضا، ازلحاظ قانونی برای ادامه فعالیت مشکل دارند.

اینکه صدهزارنفر بلکه میلیون ها نفر به کویرشهدادبیایند ویک ساعت بعد برگردند بجزآلودگی محیط زیست وتخریب کلوت ها چیزی به همراه ندارد. مهم اقامت آنها، حضورشان درشهداد و روستاها و چرخه اقتصادی است که درحال حاضر دیده نمی شود.

وقتی پس ازاین همه سال، مسیرگردشگران ازتکاب و اندوهجرد، نمی گذرد درحالی که با حضورمسافران درروستاهای تکاب و شهر اندوهجرد، اقتصاد آنها متحول خواهد شد نشان می دهد که برنامه ریزان چه درسطح محلی و چه بالاتر، هنوز، به کلوت ها خیره مانده اند و فراموش کرده اند که این فعالیت ها باید به رشد متوازن بینجامد.حتی سال هاست که فعالیت های کاوش درمحوطه باستانی شهداد متوقف شده است.

به گمان اینجانب،حلقه مفقوده ارتباط نداشتن برنامه ریزان با اهالی ومردم منطقه است.ارتباط نه ملاقات چند دقیفه ای بلکه ارتباطی مستمر وپویا، با زبان مردم درکنار آنها وبا لحاظ کردن ومشارکت دادن اهالی در برنامه ها، منظور است.توانمندسازی وخوداتکایی اهالی، مراد است.

اینکه اهالی به کارخود سرگرم باشند و شاهد خودروها و آدم هایی باشند که از کنار شان می گذرند ارتباط نیست. شهدادی و تکابی و اندوهجردی نباید خود را خارج از متن بداند.باید وارد میدان شود.این اتفاق با بخشنامه ودستور رخ نمی دهد.

درعکس های منتشر شده ازشهداد وکویر،به ندرت شاهد یک عکس از شهرشهداد یا آثارتاریخی آن وحتی حضور افراد بومی درعکس ها هستیم که به تعدادانگشتان یک دست هم نمی رسد بهترین گواه برای ، بیگانگی گردشگران با اهالی منطقه است. گواهی برای اینکه آنها هم میهمان به حساب می آیند ونه میزبان، است.حالا این رامقایسه کنید با عکس های سایر مناطق ، ببینید چه قدر آدم ها ی محلی درعکس ها، حضوردارند.وقتی درشهداد، تعاملی صورت نمی گیرد پس اهالی درعکس ها و مستند ها غایب هستند.

البته شهداد نیاز به یک خانه تکانی مدیریتی هم داردومسئولان استان نباید شهداد را برای طرح کاد برخی افراد درنظر بگیرند. شهداد آن قدر از رشد وتوسعه عقب، مانده است که دیگر نمی تواند با آزمون و خطای نیروهای ناکارآمد، عقب تر بماند. تغییر مدیران درهر چهارسال وتمدید فعالیت آنها درصورت رضایت از عملکرد به طور واقعی ونه صوری، می تواند حاشیه امن، کسانی را که شهداد راخانه دایمی برای خود می دانند برهم زندتا یا تلاش کنند ویا جای خود را به دیگران بدهند.

تصدی گری ارگان های دولتی دربرگزاری جشنواره ها، یک فاکتور مثبت برای آنها نیست. مهم این است که آنها بستر رافراهم کنند و بقیه را به مردم بسپارند.برگزاری کارگاه های آموزشی درزمینه های مختلف ازجمله: اکوتوریسم؛ارتباط با گردشگران، زبان انگلیسی، آشنایی با فرهنگ ها، هدایت و برگزاری تورها و.. می تواند دراین راه، مفیدباشد. این برنامه بدون دخالت واقعی ومشارکت اهالی، پز(نمایش) توسعه است نه توسعه .اگر مردم مشارکت نداشته باشند، جشنواره درحد یک نمایش، اجرامی شود و با برچیدن صحنه، همه چیز فراموش می شود. جشنواره ه ای مفید است که بتواند با توانمند سازی اهالی و فعالیت وکارگاه های علمی درکنار برنامه های تفریحی، غمواره شهداد را ازبین ببرند. ازسال 78 ما شاهد جشنواره ها و همایش های علمی دراین حوزه نبوده ایم.

اینکه نشانه ای از هویت های محلی درجشنواره ها ظاهرنشود و ازسویی ما از لزوم حفظ خرده فرهنگ ها سخن برانیم ناشناخته بودن موضوع را هویدا می سازد.

به نظر می رسد امید ها ی اوج گرفته اهالی؛ فرونشسته است و با وضعیت نابسامان شهداد، به نوعی یاس و متاسفانه درماندگی رسیده است.البته شناخت ریشه های مشارکت ضعیف اهالی و عوامل تاثیرگذاربرآن چه درگذشته وحال وآسیب شناسی ترس تاریخی حاکم بر فرهنگ عمومی آن پیشنهاد می گردد.

اما می توان ازدل این ناامیدی ها، روح تازه ای به کالبد نیمه جان شهداد دمید،بازنگری و نقد اصولی وحرفه ای برنامه های اجراشده تاکنون، طراحی نقشه راه توسعه همه جانبه شهداد درابعاد مختلف، مشارکت اهالی هم توسط خودشان و وارد شدنشان به صحنه وهم به کارگیری ظرفیت های ارزنده انسانی شهداد توسط مدیران، الگوسازشدن شهداد ونه نسخه بدیل جای دیگری شدن آن، تغییر واصلاح وضعیت مدیریتی شهداد،ارتقای وضعیت شهری، ادامه کاوش های باستان شناسی، احداث موزه باستان شناسی و مردم شناسی، برگزاری دوره های آموزشی گردشگری، معرفی نمونه های موفق مناطق دیگر،استفاده از ظرفیت های دانشگاهی و بخش های مختلف علمی و پژوهشی،ساخت برنامه های مستند و... با مشارکت صاحب نظران منطقه، تکریم شخصیت ها و فرهیختگان منطقه(درهمه این سال ها حتی یک بار از یکی از شخصیت های منطقه که جایگاه جهانی هم دارند تجلیل صورت نگرفته است)، پاسخ خواهی مردم از مسئولان وپاسخ دهی مدیران به آنها،دیدارهای جامع مدیران استان با مردم در فضای مناسب و آزاد،فرصت دادن به مردم برای بیان نظرات چه مخالف و چه موافق،اجرای دستکم یک طرح اشتغال زایی درمنطقه، ساماندهی ورودی شهداد واجرای طرح ایجاد مجتمع های رفاهی ، خدماتی واقامتی دراین مسیر،برگزاری جشنواره ها توسط خود مردم وسازمان های مردم نهاد،برگزاری دوره های آموزشی گردشگری برای مدیران محلی و شوراها، انحصارزدایی از فعالیت ها و شفاف سازی اطلاعات (به خصوص درحوزه تسهیلات بلاعوض کشاورزی)، می تواند یخ عدم مشارکت رادر همسایگی کویر، آب کند.

برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: پنجشنبه 15 تير 1391 ساعت: 11:46

صفحه بندی