خرید بک لینک
بازخوانی نتایج انتخابات مجلس درشهداد

عباس تقی زاده

انتخابات و چگونگی انتخاب مرم از راه های شناخت یک جامعه است . دراین مطلب کوتاه قصد دارم نگاهی گذرا به جهت گیری اهالی شهداد درانتخابات اخیر مجلس شورای اسلامی داشته باشم و برخی از لایه پنهان وشخصیت نهفته آنچه که می توان جامعه شهدادخواند را شناسایی کنم. آنچه درپی می آید صرفا یک دیدگاه شخصی و از نگاه نویسنده است و خوشحال می شوم نظرات ودیدگاه های خوانندگان عزیز و به ویژه نگاه مخالف خوان این متن و نقد ها را دربخش نظرات شاهد باشم.

خواننده شهدادی نقد و دیدگاه مستقل خود را منعکس فرمایید بی شک نویسنده این متن از دریافت نظرات شما هرچند که در قطب مخالف باشد بسیاراستقبال می کند.تنها با طرح نظرات مختلف در فضایی منطقی وبه دور از تعصبات می توان به تعالی اندیشه رسید . این وبلاگ می خواهد فضایی آزاد و به دور از ترس،چاپلوسی،محاسبه گری های خاص، محافظه کاری و...را فراهم کند . شهدادنیوز ضمن احترام به همه افراد معتقد است هیچ کس از بوته نقد ونگاه منتقدانه ، مستثنی نیست و درجایی که رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای حتی بر پذیرش نقد از سوی رهبری تاکید می ورزند تکلیف کسانی که در مسئولیت های مختلف هستند معلوم است و نمی توانند ونباید برای خود مصونیت و خدای ناکرده معصومیت محض قایل شوند.

و اما انتخابات :

الف- شهدادنیوز درانتخابا ت اخیر به حمایت از دکتر دماوندی پرداخت هرچند که وی هم به لحاظ پشتوانه مالی و هم عدم وابستگی به گروه ها و...روی کاغذ شانس پیروزی درانتخابات را نداشت اما حضور چهره هایی مانند دکتر دماوندی و آقای وهابی به عنوان کاندیداهای بومی از گلباف سطح مشارکت در انتخابات را بالا می برد و شور و گرمی خاصی به انتخابات می بخشد . دکتر دماوندی برای ما شهدادی محسوب می شود و وضعیت زندگی وی تا آنجا که اینجانب مطلع هستم نشان از سلامت مالی کار وی را می دهد یک مقایسه ساده شرایط وی با وضعیت زندگی کسانی که در شهداد مسئولیتی داشته و یا دارند نشان می دهد که این سلامت،کاملامحسوس و ملموس است.ازسوی دیگر حضور دکتر دماوندی در زندگی بسیاری از اهالی شهداد به عنوان یک پزشک درشهداد وروستاهای تابعه و اندوهجرد و... وحکم می کرد که با حمایت از وی به نوعی قدر شناسی و تشکری از دکتر دماوندی داشته باشیم. حضوروی به عنوان یک کاندیدای شهدادی می توانست معیاری برای سنجش اتحاد وهمگرایی اهالی شهداد باشد چیزی که پیشتر با کاندیداشدن دکتر غضنفری استاد بخش کشاورزی دانشگاه شهید باهنر کرمان دردهه 1360 و عباس تقی زاده درسال 1382 درانتخابات مجلس، مورد سنجش قرارگرفته بود مقایسه این دو، موارد زیر را هویدا می سازد:

الف-1- آرای اهالی شهداد به این کاندیداهای بومی نشان دهنده یک شکاف بزرگ بین نظر مردم شهرشهداد وکسانی که شهدادی هستند با سایر اهالی بخش شهداد وجود دارد.این دو کاندیدای بومی درکسب آرای اهالی اندوهجرد وتکاب موفقیتی نداشتند و تنها شهدادی ها تا حدودی به آنها رای دادند. درانتخابات اخیر نیز تقریبا برای دکتر دماوندی این اتفاق افتاد .

عباس تقی زاده در سال 82 درشهرشهدادرای اول و در کل بخش شهداد رای چهارم را به دست آورد و دکتر دماوندی هم رای پنجم را کسب کرد اما درانتخابات اخیر در بخش گلباف آقای وهابی که به عنوان یک کاندیدای بومی حضور داشت توانست رای اول بخش گلباف را به دست آورد و همین مقایسه می تواند حمایت از کاندیدای بومی را دردو بخش شهداد و گلباف نشان دهد به گونه ای که دربخش گلباف شاهد یک حمایت یکپارپه و همگن از آقای وهابی بودیم اما درشهداد این حمایت تنها به شهر شهداد خلاصه شده است.

سوال اساسی که می توان طرح کرد این است که علت این شکاف چیست ؟به هرحال این شکاف وجود دارد و شاید یکی از موانع تحول در بخش شهداد و تحقق خواست جمعی و یکپارچگی که لازمه رشد و توسعه شهداد است هم باشد.این فضای چند پاره و نا همگن که حتی درهنگام حضور یک کاندیدای بومی نیز ، به یکپارچگی نمی رسد تصویری واقعی از وضعیت بخش شهداد را در عرصه اجتماعی نشان می دهد .

الف-2- بارها درشهداد راجع به گلباف و گلبافی ها صحبت هایی می شود برای مثال اینکه آنها با هم متحد هستند ودنبال کارها را می گیرند و...و کسب رای اول توسط آقای وهابی ثابت می کند که این صحبت ها ودیدگاه ها صحت داردو اهالی گلباف با حمایت از همشهری خود،منفعلانه برخورد نکرده و حفظ همدلی و یکپارچگی بومی را بر فضایی غالب انتخابات و فشارسهمگین گروه ها و کاندیداهای اصلی و غالب ترجیح داده اند. مردم گلباف تاکنون یک بار ، کاندیدای بومی داشته اند درحالی که شهدادی ها تاکنون درسه دوره به نوعی کاندیدای بومی داشته اند و نتیجه در هر سه مورد،تقریبا یکسان بوده است . البته همراهی اهالی شهر شهداد با کاندیداهای بومی قابل ستایش و قدرشناسی است از این مقایسه می توان به شکاف بین اهالی شهداد و سایر توابع رسید. و باید دستکم دردهه های اخیر تلاش می شد از دامنه این شکاف کاسته شود و نوعی همگرایی حاصل شود .

ب-درانتخابات اخیر،حجت الاسلام جلالی رای اول را در بخش شهداد کسب کردند نتیجه ای که قبل از روز انتخابات نیز کاملا قابل پیش بینی بود.این نتیجه نیز بخشی از وضعیت اجتماعی شهداد را روشن می سازد.

ب-1-حجت الاسلام جلالی برای نخستسن بار به عنوان کاندیدا در انتخابات مجلس حضورداشت و نسبت به افرادی چون سردارکرمی، دکتر زاهدی، دکتر پورابراهیمی و دکتر دماوندی برا ی اهالی بخش شهداد شناخته شده و مشهور نبود اما توانست رای اول رادربخش شهداد با حدود 6هزاررای به دست آورد درحالی که دکتر پورابراهیمی به عنوان نفر دوم 2هزاررای کمتر از وی داشت و این تفاوت ، رای تک رای به وی را نشان می دهد.موضوعی که پیش از انتخابات درشهدادشنیده می شد . مثلا خانمی می گفت به ما گفته اند اگر به وی تک را بدهیم دو رای حساب می شود البته تک را ی دادن هم نوعی رای دادن است وهرکس اختیار رای خود را دارد.

ب-2- در دوره قبل و دو دوره قبل،سردارکرمی رای بالایی در بخش شهداد به دست آورد اما این دوره وی درشهداد نیز نتوانست بیش از 631رای کسب کند درحالی که آقای جلالی حدود 6 هزاررای کسب کرد. اما اینکه اهالی بخش شهداد چگونه از بین کاندیداهای مشهور و معروف ، به آقای جلالی رای بالایی دادند لایه ای دیگر از وضعیت اجتماعی شهداد را برملا می سازد. حجت الاسلام جلالی مورد حمایت چه فردی یا افرادی در شهداد بود که توانست از کانال آنها به این رای برسد؟ سوالی است که می تواند پاسخ به آن به ما بفهماند که نبض شهداد دردستان چه افرادی است و چه کسانی تعیین کننده تر برای آن هستند .

ب-3-نوعی نقد از شرایط موجود وحتی انتقاد از بر خی مدیران در بخش شهداد در گفتگوهای غیر رسمی دربین اهالی وجود دارد حتی دامنه این گفتگوها دراندوهجرد وسیرچ و...هم وجود دارد و منحصر به شهرشهدادنیست.رای دادن یک کار مخفیانه است ورای هرفردی ، خصوصی است که تا برزبان نیاورد دیگری از آن مطلع نمی شود. یکی از جاهایی که می تواند دید یک جامعه را به موضوعی نشان دهد همین رفتار انتخاباتی آنهاست. کسب رای اول توسط آقای جلالی دربخش شهداد نشان می دهد که مخالفت ها و انتقاد ها در بین اهالی ، ریشه دار نیست و از جنسی نیست که بتواند به یک وزنه تبدیل شود که اگر چنین بود اوضاع شهداد بهتر از این بود. نتیجه انتخابات تایید کننده گروه ها و افرادی است که مردم ازآنها حمایت می کنند و نتیجه آرای شهداد نشان می دهد که، مردم بخش شهداد تابع نظرچه کسانی هستند و باید پذیرفت که بسیاری از کسانی که تصور می کنند نفوذی درشهداددارند عقیده شان،چیزی جز تصور باطل و خیال پردازی نیست و جامعه شهداد پیچیده تر از آن چیزی است که بتوان رموز آن را شناخت. از سویی باید به کسانی هم که دراین وضعیت، توانسته اند – و قبلا نیز توانایی خود را ثابت کرده اند – این جامعه پراکنده را به دنبال خود بکشند هم تبریک گفت وهم احترام گذاشت . به هرحال باید پیام های مختلف را از این رفتارانتخایاتی مردم گرفت و واقعیت جامعه شهداد را درک کرد و پذیرفت.

اما موضوع دیگری که دکتر دماوندی برآن همت گمارد. دفاع در مقابل تصرف غیر اخلاقی بیمارستان امام رضا ع شهداد بود . زمین این بیمارستان درسال 1364 از سوی شهرداری شهداد به مرحوم غفوری به نمایندگی آقای مهراب پناه صرفا وفقط برای ساخت بیمارستان واگذارشد و این خیر نیکوکار،مبادرت به ساخت بیمارستان 80 تختخوابی درشهدادنمود.

درسند واگذاری زمین توسط شهرداری درتاریخ 15/8/1364 ابعاد آن به شرح زیر است:

"شمالا برکوچه 10 متری،جنوبا به ممرآب و غربا به خیابان 30متری و شرقا به کوچه ده متری."

حال :

1-چگونه بخشی از زمین بیمارستان به نام پیام نور سند خورده است ؟ آیا درشهدادکمبود زمین است. چرایکی از ساختمان های خالی به این واحد علمی داده نشد. ساختمان یک مدرسه یا بنیاد 15 خرداد یا خوابگاه هلال احمر یا ....

2-با واگذاری بخشی از بیمارستان به پیام نور، هم بیمارستان ناقص شد وهم پیام نور به فضایی نامناسب دست یافت.دیگر توجیهی برای تکمیل بیمارستان وجود ندارد و وزارت علوم نیز دیگر ساختمانی درشهداد برای دانشگاه، احداث نمی کند. قابل هضم وفهم نیست که چگونه مسئولان شهداد به عنوان هیات امنا و...چنین اقدامی انجام داده اند؟ آنها چه پاسخی برای آیندگان دارند؟آنها برچه مبنایی در بنای خیریه ای که یک نیکوکار مشهدی احداث کرده است تصرف نموده اند؟ برچه مبنا و چه استدلالی بیمارستان را از بیمارستان بودن انداخته اند و آن را به ساختمانی درحد یک مرکز بهداشت تبدیل کرده اند؟آیا توانایی تجهیز بیمارستان را نداشته اند ویا توانایی اختصاص زمین و احداث ساختمان پیام نور را نداشته اند ؟

3-آیا بهتر نبود بخشی از ساختمان بیمارستان به صورت اجاره به پیام نور داده شود و مدیران با همدلی هم به دنبال تجهیز بیمارستان بروند که یک نیاز اساسی درشهداد است و هم به دنبال جای دیگری برای پیام نورباشند و یا به دنبال اختصاص زمین وساخت ساختمان جدید.آیا درگلباف و..هم مدیرانش حاضرشده اند مثلا ساختمانی اینچنین را دودستی تقدیم کنند؟ آیا آنجا ها هم اینچنین تصمیم گیری می شود و مصلحت مردم ، فراموش می شود؟ چگونه ساختمان نوساز اداره کشاورزی به مدرسه علمیه واگذارشد خوب یک ساختمان هم برای پیام نور دست وپا می شد .

4-برچه مبنایی زمین واگذارشده بیمارستان قیمت گذاری شده است آیا 17 میلیون تومان ارزش واقعی این زمین بوده است؟آیا اگر این زمین متعلق به هریک از این عزیزان مدیر ومسئول بود باز هم اینچنین دست ودلباز عمل می کردندو معامله صوری انجام می دادند؟

5-هنوز هم دیر نشده است و می توان این تصمیم شتابزده را اصلاح نمود. سند واگذاری زمین بیمارستان به پیام نور را باطل کرد و با در نظرگرفتن جا و مکان مناسب برای پیام نور، هم این واحد علمی را سامان بخشید وهم به دنبال تجهیز بیمارستان رفت/آقایان مسئول آیا واقعافرددیگری پیدامی شود درشهدادبیمارستان بسازد؟آیا خود شما عزیزان که درتامین 100میلیون تومان برای خرید باغ فلاحت(کشاورزی)شهداد برای دانشکده کشاورزی شهداد ناتوان بودید این توانایی را دارید که هزینه ساخت بیمارستان را درشهداد،که به دنبال شهرستان شدنش هستید تامین فرمایید؟

6-دانشگاه علوم پزشکی کرمان نیز مقصر است که دراین سال ها مبادرت به تجهیز بیمارستان ننموده است و 168ردیف استخدامی و تجهیزات اختصاص یافته به بیمارستان را چون گوشت قربانی بین بیمارستان های کرمان و...تقسیم کرده است و شایسته است برای تجهیز بیمارستان وتامین نیروی پزشکی اقدام کند.

7-جهت اطلاع خوانندگان عزیز ، چندسال قبل نیز تجهیزات اردوگاه کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان سیرچ(باغ رقیه) ازسیرچ برده شد و از مدیران شهداد خواسته می شود دراین زمینه نیز پاسخگو باشندو شهدادنیوز از انفعال دربرابر این اقدامات متعجب است(به تاراج رفتن تجهیزات اردوگاه کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان سیرچ(باغ رقیه)،فراموش شدن احداث دانشکده کشاورزی که ماه ها تابلویش روی زمین افتاده بود، تعطیلی کاوش های باستان شناسی،ایجاد کارگاه شیشه گری درمجاورت پمپ بنزین وآتش گرفتن،سوختن وتعطیلی آن،برگزاری جشنواره ملی کلوت ها بدون حتی یک خیرمقدم توسط مدیران بومی،توزیع نامناسب اعتبارات خشکسالی مانند لایروبی قنوات و...،مستقرنشدن پایگاه اورژانس درمحل دوراهی نهبندان،زمین نامناسب فوتبال و ......).

اینک منتظرنظرات خواندگان عزیزهستم.

برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: شنبه 27 اسفند 1390 ساعت: 22:23

صفحه بندی