خرید بک لینک
شهدادنيوز

كويرها و بيابان ها، منبع درآمد ايران
با پروفسور پرويز كردواني، استاد دانشگاه و پدر كويرشناسي ايران

روزنامه جام جم، شماره 3136 به تاريخ 2/3/90، صفحه 7 (گفت و گو)-نويسنده:بهاره صفوي

چاله مرکزي لوت که در فاصله 75 کيلومتري شرق شهداد واقع است، توسط محققانناسا نيز به عنوان گرم ترين منطقه زمين و پست ترين نقطه بيابان لوت شناختهشده است. فاصله گندم بريان با پست ترين نقطه زمين بيش از 100 کيلومترمربعاست.

اين يك امتياز و يك افتخار براي مملكت ماست، اما اگر ادعا كنيم گندمبريان گرم ترين نقطه كره زمين باشد خب ناسا هم اعلام مي كند اين دروغ استو اين به حيثيت مملكت خدشه وارد مي كند. به همين دليل من بر اصلاح اينتصور اصرار مي کنم

تلاقي رودشورباتپه گندم بريان

توضيح عكس سمت چپ.پروفسوركردوراني:يك تن از خاك كويرهاي ايران را فرستادم آلمان، اينقدر اين خاك را شستم تا نمك آن به حدي رسد كه بتوان در آن گندم كاشت

پروفسور پرويز كردواني متولد 1310 در روستاي مندولك گرمسار است و دكتريعمران كوير از آلمان دارد. او كه در سال 84 به عنوان چهره ماندگار علميكشور معرفي شده، كوير را پرجاذبه ترين طبيعت ايران مي داند و مردم كشور وساير مردم جهان را به ديدن اين سرزمين پر رمز و راز دعوت مي كند.

كردوانيمعتقد است كوير، زيباتر از جنگل و و درياست و سياه كويرهاي مركزي ايرانهمانند يك فرش پرنقش و نگار و زيباست كه هر بيننده اي را بوجد مي آورد.همچنين در نظريه اي جديد كه از سوي مجامع بزرگ علمي دنيا نيز مورد توجهقرار گرفته، مدعي شده است كه كويرها و بيابان ها امروزه ديگر مايه بدبختيو عامل بازدارنده توسعه نيستند بلكه از عوامل مهم توسعه اقتصادي و جاذبههاي گردشگري و منابع عظيم انرژي هاي نو (باد و خورشيد) به شمار مي روند.
برايآن كه با كوير، بيابان و بطور كلي مناطق خشك كه بيشترين حجم كشور ما را بهخود اختصاص داده اند، بيشتر آشنا شويم پاي صحبت هاي پروفسور كردواني نشستيم

روي ادامه مطلب كليك كنيد


چرا كويرشناسي را انتخاب كرده ايد؟
من در گرمسار و درحاشيه كوير به دنيا آمده ام. بنابراين خانه زاد كوير هستم و با كوير سر وكار داشته ام، يعني در خانواده اي به دنيا آمده ام كه عاشقانه مشغول آبادكردن كوير بوده است و از سن كمتر از 10 سالگي كه در مكتب و مدرسه، خواندنو نوشتن را تا حدودي آموختم، به پدرم در صحرا براي آباد كردن كوير كمك ميكردم.
پس از اخذ ديپلم متوسطه و حتي بعد از فوت پدر، حدود 8 سالدر ادامه فعاليت او در آبادكردن كوير و تبديل آن به زمين زراعتي تلاش كردم.
بنابراين از همان ابتدا در عمل با كوير و عمران و آباداني آن سر و كار داشته و با ويژگي هاي آن آشنا شده ام.

ماجرايپايان نامه دكتراي شما را تقريبا بيشتر دانشگاهيان بخصوص آنهايي كه دررشته هاي مرتبط تحصيل كرده اند شنيده اند، اگر اشتباه نكنم براي اين منظوريك تن از خاك كوير ايران را با خود به آلمان برده ايد و در نهايت هم موفقشده ايد تا مدرك دكتري تان را با رتبه نخست كسب كنيد.
بله. يكتن از خاك كويرهاي ايران را فرستادم آلمان، اينقدر اين خاك را شستم تا نمكآن به حدي رسيد كه بتوان گندم را در آن كاشت. عنوان دكتري من اين بود:بهترين كودها براي زمين هاي كويري چيست؟ در نهايت 4 سال دكتري من طول كشيدو دكتري را با بالاترين رتبه گذراندم.

به طور كلي عامهمردم فرقي ميان كوير و بيابان قائل نيستند و هر دو آنها را به عنوان مناطقخشك مي شناسند، اما شما چه تعريفي از آنها داريد؟
منطقه خشكجايي است كه ميزان بارندگي اش كمتر از تبخير و تعريق باشد. بر اين اساسكشور ما 90 درصد منطقه خشكي دارد و تنها مناطق مرطوب ما از مينودشت گرگانتا آستارا هستند كه تمام ماه هاي سال بارندگي
دارد.

بهاين ترتيب بيشتر مناطق ما خشك است كه البته همين مناطق هم به 4 دسته تقسيممي شوند: منطقه نيمه خشك كه مناطق زاگرس و البرز جزو آن محسوب مي شوند وزراعت ديم در آنها امكان پذير است؛ مانند كرمانشاه، كردستان و... اما دستهدوم مناطق خشكي مانند تهران، گرمسار و قم است كه فصل مرطوب ندارد و زراعتديم نمي توان در آنها كرد و در طول سال فقط چند نوبت باران دارند. دستهسوم شامل مناطق نيمه بياباني مانند يزد مي شود كه اگرچه در طول سال بدونبارندگي نيستند، اما ممكن است در طول سال يك بارندگي موثر نداشته باشند،(بارندگي موثر يعني بارندگي كه وقتي امشب باران آمد، ديگر نيازي نباشدكشاورز فردا زمين خود را آبياري كند). در نهايت در اين دسته بندي ها بهمناطق كاملاخشك كه همان بيابان است، مي رسيم. بيابان در واقع جايي است كهبارندگي آن در سال از 50 ميلي متر كمتر است و حتي ممكن است سال ها در آنباران نيايد.
به عنوان مثال من 7 سال در بيابان كار كردم و درطول اين مدت حتي يك بار هم باران نيامد. طور كلي به دليل اين كه اين منطقهكشور ايستگاه هواشناسي ندارد، نمي توان تشخيص داد چه وقت اين اتفاق ممكناست بيفتد.
آمارها نشان مي دهند در بيابان آتاكاما مربوط بهآمريكاي جنوبي (شيلي) 29 سال باران نباريده است. منطقي است منطقه اي كهباران در آن نبارد از لحاظ پوشش گياهي فقير باشد. بنابراين انواع تپه هايماسه اي و نمكي در آنها ايجاد مي شود كه اگر باراني بيايد با فرسايش آبيشديدي شسته مي شوند. اين تعريف بيابان است. البته كوير و بيابان كه هر دودر مناطق خشك به وجود مي آيند، به كلي با هم متفاوت هستند؛ درست مثل شب وروز مي تواند هيچ چيزشان با هم شباهت نداشته باشد. متاسفانه در كشور ماكوير را بيابان مي گويند، بيابان را هم كوير.
مثلامي گوييم كويرلوت، اين غلط است. اين بيابان لوت است. هر كدام از اينها هم در هر كشوريتعريفي دارد. عرب ها هم به منطقه وسيعي كه از لحاظ آب و گياه فقير باشدصحرا مي گويند و انگليسي ها Desert، اما به غير از بيابان كوير هم وجوددارد كه ما به نمكزار كوير مي گوييم، عرب ها به آن سنج مي گويند و انگليسيها اين مناطق را SaltLand مي نامند.

از منظر شما فرق اساسي ميان كوير و بيابان در چيست؟
كويربه زميني مي گويند كه تمركز نمك در آن به حدي است كه قابل رويش برايگياهان زارعي نيست. يعني به قدري نمك آن زياد است كه حتي خرما و پسته درآن نمي رويد. البته گياهان غيرزراعي در آن به عمل مي آيد مانند گز، اشلونو... كه در اين صورت به آنها كويرهاي گياه دار مي گويند. مانند همين كويرمركزي ايران، كويري كه جنوب آن دامغان، گرمسار و شمال آن خور و جندق است وبزرگ ترين كوير دنياست.
علاوه بر اين كوير بزرگ، ما 50 ـ 40 قطعهاز اين كويرها را در ايران داريم. كوير يزد و كوير قم ازجمله آنهاست كهالبته خود كوير يزد 10 قطعه از اين كويرها را در خودش دارد. همين كويرمركزي اطرافش پر از گياه است، اما در وسط آن هيچ گياهي وجود ندارد.بنابراين مي بينيم كه كويرها 2 دسته هستند؛ گياه دار و بي گياه.

كويرهابخصوص در گذشته مايه بدبختي مردم بود، اين در حالي است كه شما بارها اعلامكرده ايد كه كويرها ثروت ملي ايران هستند، اما چرا كويرها را ثروت ملي ميدانيد؟ و چطور مي شود از اين ثروت ملي براي آينده كشور استفاده كرد؟
درگذشته حتي خود من هم اين باور كه كويرها مايه بدبختي هستند را قبول داشتم،اما بعد از اين كه دكتراي خود را گذراندم، متوجه شدم كه اين گونه نيست وكوير نه تنها مايه بدبختي نيست، بلكه عامل توسعه نيز هست.
براساسنظريه من، حتي يك وجب از اين كويرها غيرقابل استفاده نيست. چراكه مثلاازكويرهاي گياه دار در 3 زمينه مي توان استفاده كرد. يكي اين كه بهترينچراگاه براي شتر و بز است. (بهترين غذا براي شتر، خار شتر و اشلون است كهگوشت شتر را بسيار شيرين و در عوض ادرار و مدفوع شتر را بسيار شور ميكند.) همچنين از گياهان اين نوع كوير هم مي توان در موارد دارويي و صنعتياستفاده كرد. در گذشته اكثر پدران ما از آنها استفاده مي كردند، به عنوانمثال گياهي مانند اشلون كه بهترين ماده شوينده است را مي كوبيدند و برايشستن لباس ها از آن استفاده مي كردند يا اين كه اين گياه را در حد زياديجمع آوري مي كردند و آتش مي زدند و از خاكستر آن ماده اي به نام قليا ياكليا كه همان NaOH (سود سوزآور) است توليد مي شد كه براي قاليبافي استفادهمي كردند.
سومين كاربرد كويرهاي گياه دار اين است كه مي توان ازآنها به عنوان جاذبه توريستي استفاده كرد. اين كويرها در بهار، انواعگياهاني مانند گز يا شور سفيد و شور سياه دارند و با وجود آنها به قدريتنوع رنگي وجود دارد كه كوير مانند پاييز جنگل هاي شمال است. ما بايدتوريست را در بهار به كوير ببريم تا علاوه بر حيات وحش استثنايي، رنگارنگيگياهانش را نيز ببيند.
اسم اين كويرها را كوير بهرام گوري گذاشتهاند، چراكه اين كويرها در واقع شور هستند و اين شوري در آب آنها حل ميشود، اما لكه هاي قليايي هم در آنها وجود دارد كه خاصيت اين لكه هايقليايي باعث بوجود آمدن باتلاق هاست؛ باتلاق هايي كه انسان يا شتر را درخود فرو مي برد و به آنها سياه كوير مي گويند.
براساس روايتي بهرامگور در همين كوير آهويي را تعقيب كرد و به افرادش دستور داد تا دنبالشنكنند تا به تنهايي آهو را شكار كند. صبح روز بعد افرادش به دنبال بهرامرفتند و ردش را گرفتند و در نهايت متوجه شدند كه او درون اين باتلاق هافرورفته و مرده است.

اما از كويرهاي فاقد گياه چگونه مي توان استفاده كرد؟
اولينراه اين كه از املاح آنها مي توان استفاده كرد. من براساس شكل ظاهريكويرها آنها را نامگذاري كرده ام. مثلاكويري است كه تخته هاي نمك دارد ومن به آن كوير طبقه مي گويم. به طور كلي كويرهايي كه اين تخته هاي نمك رادارد داراي خواص بسياري است.
اين نمك همان كلرور سديم است كه نمكطعام خوراكي است و به حيوانات، شتر، گاو و گوسفندها داده مي شود. همچنيناين نمك را داخل چاه نفت مي ريزند. چون نفت با آب مخلوط است، اين نمك سببمي شود نفت بالاآمده و آب پايين بايستد، پس در استخراج نفت موثر است. نوعديگر اين كويرها چربه هستند، اما چرا به آنها چربه مي گوييم؟ به دليل اينكه هيچ وقت خشك نمي شوند.
يعني حتي در وسط تابستان خاك اينكويرها رطوبت هوا را مي گيرد و در روز رطوبت دارد. اين كوير چرب مانندباند فرودگاه بسيار صاف و قهوه اي رنگ است.
كوير ديگري مانند غارموش داريم كه اسم اين كوير را كوير پف كرده گذاشتم. نمك اين كوير سولفاتسديم است و چون SO4Na2H2O، 2 تا مولكول آب دارد در تابستان وقتي آب خود رااز دست مي دهد حفره اي مي شود و حالت پف كرده دارد. همين سولفات سديم استكه در مواد شوينده، شيشه سازي و كاغذسازي به كار مي رود.
درفرآيندي ديگر، از همين SO4NH2، عنصر O را مي گيرند و آن را احيا مي كنندتا به SNA2، تبديل شود يعني سولفات سديم به سولفيد سديم تبديل مي شود كهدر جداسازي سنگ از آهن استفاده مي شود.
به چهارمين نوع كوير،شوره زار مي گويند كه متاسفانه در لغت نامه دهخدا به كلي اشتباه دربارهكوير نوشته شده و كوير را شوره زار تعريف كرده است، در صورتي كه چنيننيست. در واقع هر شوره زاري كوير است، اما هر كويري شوره زار نيست، امانوع چهارم كويرها شوره زار است و نمكش شوره است. نمك شوره، در واقع هماننيترات پتاسيم (NO3K) است كه از آن باروت مي گيريم . به طور كلي نمكي كهمصرف مي كنيم 3 نوع است؛ نمك مربوط به كوه كه زبر و درشت و از گنبدهاينمكي استحصال مي شود، نمك دريا و نمك كوير كه در ميان آنها تنها نمك كويراست كه تمام نمي شود. چراكه اگر نمك كوير را درست بهره برداري كنيم دوبارهپس از 3 الي 4 سال يك قشر نمكي تشكيل مي شود، اما متاسفانه كويرها در حالاز بين رفتن هستند.

پس به اين ترتيب نمك كوير را هم بايد جزو منابع طبيعي تجديدشونده و بسيار ارزشمند كشور به حساب آورد.
بهغلط گفته شده ما در مملكت 2 دسته منابع داريم؛ منابع طبيعي تجديدشونده وتجديدناپذير، اما نه، اينها ثروت هاي طبيعي است. در تقسيم بندي درست مامنابع طبيعي و ثروت هاي طبيعي داريم، ثروت هاي طبيعي يعني آنهايي كهباوجود صرفه جويي در مصرف آنها باز تمام مي شوند، اما منابع طبيعي تمامناشدني هستند، البته در صورتي كه درست بهره برداري از آنها انجام شود.
همينمنابع طبيعي نيز 2 دسته هستند يكسري كه جاندار هستند و يكسري بي جان.جاندارها تكثيرشونده هستند مانند جنگل ها، گياهان و سري ديگر مانند آب،خاك و هوا منابع تجديدشونده بي جان هستند. يعني اگر از آب درست استفادهكنيم تمام نمي شود. پس كويرها منابع طبيعي هستند، اينها تمام نمي شوند،اما بهره برداري هاي اشتباه باعث مي شود كويرها از بين بروند.
كويرمانند قالي مي ماند و بسيار زيباست. به عقيده من هركس براي آرامش اعصابنياز به يك قطعه كوير دارد. ما كويرهايي داريم تخم مرغي كه انگار در آنتخم مرغ كاشته اند، كويرهايي در بيابان لوت داريم كه به قدري تبخير شديداست، خاك نيز به بالاكشيده شده و مانند مخروط درآمده است كه به آن كويرقنديلي مي گوييم. اينها جاذبه توريستي هستند. جنگل و دريا خسته كننده است،اما در کوير هر چه جلوتر مي رويد بيشتر لذت مي بريد.

كويرهايي كه نه گياه دارند نه قشر نمكي چطور؟
همينالان مهم ترين مساله کشور اشتغال و اقتصاد است که ما تاکنون بيشتر اشتغالمان روي نفت بوده است، اما به خاطر داشتن کويرهاي زياد مي توانيم بهترين ومهم ترين مناطق اشتغال و درآمد بسازيم.

كردواني: چالهمرکزي لوت که در فاصله 75 کيلومتري شرق شهداد واقع است، توسط محققان ناسانيز به عنوان گرم ترين منطقه زمين و پست ترين نقطه بيابان لوت شناخته شدهاست
كويرهايي كه نه گياه دارند نه قشر نمكي 2 دسته اند؛ يا قشرنمكي مشخص دارد يا قشر نمكي ندارد كه خود اين كويرهايي كه قشر نمكي مشخصيندارند به 2 دسته تقسيم مي شوند؛ يكسري خشك و مسطح هستند و دسته ديگرباتلاقي.
از كويرهاي مسطح در چند زمينه مي توان استفاده كرد. ازجمله مسابقات اتومبيلراني، موتورسيكلت راني، شتردواني يا تاسيس هتلي براياسکان توريست هايي که مي خواهند سراب كوير را تماشا کنند. اعراب به اينسراب بحر شيطان مي گويند.
در دشت كوير از گرمسار تا سياه كوه،هنوز آثار و بقاياي جاده سنگ فرش دوره شاه عباسي بر جاي مانده است. وقتياز اين مسير رد شويد يک سمت گياهان بسياري دارد که سراب آنها را بلندترنشان مي دهد و طرف ديگر كه گياه ندارد به صورت دريا است.
كوير همروز و هم شب جاذبه هاي توريستي بسيار خوبي دارد و در روز سراب و در شبنسيم خنك و آسمان زيبا جاذبه توريستي کوير محسوب مي شوند. بيننده اي كهگرماي روز را در كوير با جانش احساس كرده باشد از شب خنك و ديدني آن لذتمي برد، ضمن آن که در همين كوير مي توان جايگاهي براي آفتاب درماني و نمكدرماني ايجاد كرد.
همچنين مي توانيم از انرژي هاي تجديدشونده موجوددر کوير استفاده كنيم. آقاي پروفسور پرتوي، رئيس انجمن شيمي دانان سلطنتيانگليس که سال 54 به ايران آمد به من گفت كه يك قطعه مربع كوچك اين كويرهايك لامپ 250 واتي را روشن مي كند. پس ما كه چنين امکانات گسترده اي داريماز اين دارايي ها چرا استفاده نكنيم؟ بايد در اين مناطق پارك هاي بزرگبادي و برقي بسازيم و هزارها هكتار به انرژي هاي بادي و صدها هكتار را بهانرژي خورشيدي اختصاص دهيم.
بنابراين مي بينيم که تمام اينكويرها قابل استفاده هستند. اينجاست كه طبق نظريه جديد من، كوير مايهخوشبختي است و باعث پيشرفت و درآمدزايي مي شود. اگر دولت حرف من را گوشكند به طرز زنجيروار در اطراف اين كويرها شهرهاي صنعتي به وجود مي آيد.اينجاست كه اين جريان صنعتي نه تنها خود آن منطقه را آباد مي كند، بلكه كلكشور را نيز آباد كرده و به اين ترتيب براي تمام جواناني كه در بيكاري بهسر مي برند، اشتغالزايي مي شود و شغل هاي جديد بوجود مي آيد. درواقع اينعوامل به ظاهر نامساعد كوير و بيابان عامل خوشبختي است.
به عنوانمثال تاکنون 24 مورد استفاده از ماسه بادي را پيدا كرده ام در حالي کههميشه مي گفتند اين ماسه مايه بدبختي است، اما در هر منطقه اي كه ماسهبادي و تپه هاي ماسه اي باشد در آينده باعث ثروتمندي آن منطقه مي شود.كويرها نه تنها مايه بدبختي نيستند، بلكه مايه ثروتمندي و خوشبختي هستند وعامل توسعه و اشتغال هستند. از نظر املاح، اشتغال، زيبايي و جاذبه توريستيآنها قابل استفاده و اگر درست مصرف و بهره برداري شوند مازندراني ها وعزيزان شمالي ما حسرت مي خورند چرا در ناحيه كوير به دنيا نيامدند.

شما بيابان لوت را گرم ترين نقطه زمين ناميده ايد؟ به طور کلــي تمام اين منطقه مدنظـر شما بوده است يا منطقه اي خاص؟
بزرگ ترين كوير دنيا مال ماست و استفاده هاي فراواني مي توان از آن كرد. اما بيابان مي تواند يك قطعه به اندازه يك قاليچه باشد.

اعراببيابان را اين گونه تشريح كردند كه منطقه وسيعي كه هيچ گياهي در آن نباشد،حالاما در ايران بيابان لوت را دارا هستيم و بزرگ ترين و گرم ترين كويردنيا را داريم و البته همان طور که قبلاهم اعلام کرده ام منطقه اي دربيابان لوت در جنوب شرقي ايران گرم ترين نقطه دنيا شناخته شده است.

چگونه اين بيابان را گرم ترين نقطه ناميديد و چنين ادعايي را چگونه ثابت کرده ايد؟
پساز آن که سال 1347 اداره كل تعليمات عاليه به وزارت علوم تبديل شد، دكترمحمد مستوفي پدر جغرافياي ايران نزد مجيد رهنما، وزير علوم مي رود و ميگويد حالاکه از خودمان وزارتخانه داريم به ما کمک کنيد تا بتوانيم بيابانلوت را بشناسيم. رهنما مي گويد: پول مي خواهيد؟ او مي گويد نه، محقق ميخواهيم و از طرح مشترک دانشگاه تهران و سوربن پاريس به عنوان «طرح شناساييبيابان لوت» سخن مي گويد.
وقتي از وزير خواستند که متخصص مي خواهيماو گفت «کردواني» متخصص بيابان است و من آن زمان عضو هيات علمي دانشکدهکشاورزي اروميه بودم و بعد به تهران آمدم و همان سال سفر بيابان لوت درقالب طرحي 5 ساله در سال 47 تا 51 بين دانشگاه تهران و سوربن پاريس آغازشد.
قبل از ما در سال 1932 يك دانشمند اتريشي به نام استراتيل زاورپس از محاسباتي اعلام كرده بود بيابان لوت گرم ترين نطقه دنياست، اما مامتوجه شديم در محاسباتش اشتباه كرده است.
او حساب كرده بود كه پستترين نقطه بيابان لوت 250 متر است، اما با محاسبات ما معلوم شد 187متراست. من مقاله اي به آلمان دادم و اشتباه زاور را اعلام كردم.
12 سال پيش خبرنگاري به من گفت، گندم بريان كجاست؟ من در پاسخ گفتم نقطه اي از بيابان لوت است كه بسيار گرم است.
اماگفتم اينجا گرم ترين نيست و درواقع گرم ترين نقطه در چاله لوت است كه دمايآن تا 65 درجه مي رسد و هيچ موجود زنده اي در آن وجود ندارد. متاسفانه ازفرداي آن روز نوشته شد پروفسور كردواني گفته گندم بريان گرم ترين نقطه است.
اينشد كه چنين تصوري به اشتباه در بين مردم جا افتاد. چنين سوء تعبيراتي بهحيثيت مملكت آسيب مي زند. به تازگي هم هياتي به گندم بريان رفتند و بهاشتباه بر اين مبنا كه من اعلام كردم گندم بريان پست ترين نقطه و فاقدحيات است، در آنجا يك استخوان حيوان كوچك را پيدا كردند تا صحبت مرا نقضكرده باشند.
من بازهم تاکيد مي کنم بيابان لوت گرم ترين نقطهزمين است و مرکز آن يعني قسمتي كه گياه ندارد، حدود 5 كيلومترمربع مساحتدارد و خاك آن به 100 درجه مي رسد.

شما اين منطقه را به کره ماه تشبيه کرده ايد؟ دليل اصلي اين تشابه در چيست؟
منآن را به كره ماه تشبيه كردم، چراکه هيچ موجودي در آن نمي تواند برود. امامابقي قسمت هاي لوت هم جاندار دارد، هم گياه. پست ترين منطقه ايران و گرمترين نقطه زمين که فاقد حيات است چاله مرکزي لوت در 75 کيلومتري شرق شهداداست.
اين در حالي است که گندم بريان در شمال شهداد و در ارتفاعبالاي 400 متر از سطح دريا قرار دارد، ولي يک گروه به اصطلاح تحقيقي کهبراي گردشگري به گندم بريان رفته اند در گزارش سفر خود بي آن که به اصلگفته هاي من مراجعه کرده باشند، به نقل از من در روزنامه هاي سراسري بهاشتباه نوشته اند: «اثبات شده که گندم بريان در بيابان لوت با دمايي بيشاز 67 درجه سانتيگراد در سايه، گرم ترين نقطه کره خاکي است.»
چالهمرکزي لوت که در فاصله 75 کيلومتري شرق شهداد واقع است، توسط محققان ناسانيز به عنوان گرم ترين منطقه زمين و پست ترين نقطه بيابان لوت شناخته شدهاست. فاصله گندم بريان با پست ترين نقطه زمين بيش از 100 کيلومترمربع است.
اينيك امتياز و يك افتخار براي مملكت ماست، اما اگر ادعا كنيم گندم بريان گرمترين نقطه كره زمين باشد خب ناسا هم اعلام مي كند اين دروغ است و اين بهحيثيت مملكت خدشه وارد مي كند. به همين دليل من بر اصلاح اين تصور اصرارمي کنم.

آيا حتي اين بيابان هم خاصيت دارد؟
يکفرد جوان مانند يك درخت سبز است، اما ما پيرها که مانند درختان کهنساليمهم زيبا هستيم. اين چروك ها زيباست چون نشانه تجربه است. اين بيابان ماننديك فرد خيلي پير است كه بايد فقط زيبايي هايش را تماشا کرد.

تصويري که شما از کوير ارائه مي دهيد، اقتصادي و درعين حال شاعرانه است، اين تصوير با آنچه مردم از کوير در ذهنشان است متفاوت است.
اينبيابان به خاطر يكسري تغييرات باد و آب اين گونه شده است. بيابان را جاييتعريف كرديم كه 20 سال بارندگي نباشد، پس گياهي ندارد و فرسايش در آن وجوددارد، جايي كه گياه ندارد پوشش طبيعي دارد، ريگ در آن است و قلوه سنگ درآن وجود دارد. ماسه ها تپه هاي هلالي شكلي را ايجاد کرده اند كه به آنبرخان مي گويند. از طرفي ديگر تپه هاي ماسه اي كه بر روي آن گياه وجوددارد، به اسم نبكا بسيار زيباست كه به آن گلدان بيابان مي گويم. از شهدادكه به بيابان لوت مي آييم تپه ها به اين صورت هستند. يكسري تپه هاي طوليداريم كه كوه ماسه است كه در شرق بيابان لوت وجود دارد كه به آن ريگ يلانيا ريگ شرقي مي گويند كه 1070 متر ارتفاع آن است. اينها جاذبه توريستيدارند. وقتي چند ساعتي باران مي آيد اينها را شسته و كلوت ها را بوجود ميآورد.
كلوت ها غرب بيابان لوت هستند كه 85 كيلومتر در 140 كيلومتررا تشكيل مي دهند و ارتفاع آن 200 متر است و به صورت دالون دالون است كهدر هيچ كجاي دنيا وجود ندارد و فقط بيابان ما اينها را دارد و اسمش رادالان مرگ گذاشته ايم كه از فرسايش آبي تشكيل شده است.
جايي ديگروجود دارد به اسم شهر لوت، البته در اينجا قوم لوت زندگي نمي كرده است،اما به اين دليل به شهر لوت معروف شده كه اين منطقه در زمان بارندگي زمينطوري شسته شده كه آدم فكر مي كند بقاياي ساختمان و شهرهاي قديمي هستند.
دركنار آن رودي است پرآب كه تابستان هم آب دارد، اما اينقدر اين بيابان گرماست كه اين رود به معدن نمك تبديل شده است. در بعضي جاها هم كويري درستكرده است كه 300 هكتار به صورت تخم مرغ شده است.
در جايي ديگر كويرديگري به صورت پاشتري يا سم گوسفندي وجود دارد. در اين منطقه كوه سرخيوجود دارد كه يك گياه در آن وجود ندارد. عوارض بياباني باعث شكل دادن اينزيبايي ها شده است.

برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: سه شنبه خرداد 1390 ساعت: 15:45

صفحه بندی