شهدادنیوز- عباس تقی زاده
استخر
روزی بازرسی ازوزارتآموزش پرورش به یکی ازکلاس های دبستان مدارس شهدادبرفت. برتخته سیاهنوشت:"استخر"و گفت، بچه هااین کلمه رابخوانید. دانش آموزان جملگیبخندیدند، بازرس اخم درهم کشیدوبه آموزگارنگاهی غصب آلود بینداخت.دراین حال یکیازدانش آموزان زرنگ کلاس ، نگاهی عاقل اندر سفیه به بازرس انداخت وگفت:آقای بازرس چرا،" استخر" را سرهم نوشته اید، تازه آن راباید"خر است"نوشت نه"استخر". بازرس غرق عرق بشد و خودرا به جوی آب رساند، با کت وشلواردرآب فرو شدوتازه فهمید این طفلکان با استخر بیگانه اند.
گندم بریان
روزی یکی ازمدیران کرمانبه شهدادسفرکرد ومیهمان یکی ازاهالی بشد تانشان دهد که بامردم نشست وبرخاست دارد.میزبان، ناهار،آب انارمحلی ونان فراهم آورد.مدیربگفت:گفتیم لابدیک جوجه محلی بریان میکنید.میزبان بگفت:آن که بشنیده ای " تپه گندم بریان "است نه "جوجه بریان".
میله پرچم راچه کرده اند؟
جهانگردی به شهدادبیامد،چشمش به ماکت درفش شش هزارساله شهدادافتادکه نه برافراشته بود ونه مجسمه عقاب آنپیدابود.
گفت :این چگونه پرچمیاست. گفتند:ماکت درفش را دراداره میراث فرهنگی کرمان ساخته اند. عقاب ازاداره میراث به اداره محیطزیست درآنسوتر اداره پریده و گریخته است.میله بلندش راهم پیش ازتونل درآوردهاندتابه سقف گیرنکند وآنچه مانده است اینجا نصب کرده اند.
جهانگرد وقتی برفت برگوشهای نوشت:پرچمی راکه شش هزارسال ،خاک ، سالم نگاه داشته است اینان ، عقابش راپراندهاند ومیله اش رامعلوم نیست درکجا فرو کرده اند؟
برچسب:
نویسنده: عباس تقی زاده