سلام
بااحترام به همه عکاس های خوب خطه کرمانوبه مناسبت برپایی نمایشگاه عکس آقای حمید صادقی ،عکاس کرمانی درنگارخانهفریادشهر، وبا احترام ویژه به نگاه هنرمندانه وخاص آقای صادقی ازدریچه دوربین بهدنیای کرمان
من نه بلدم عکس بگیرم ونه عکس ببینم ونهعکس خوب راازبد تشخیص دهم ونه نقد وآنهم نقد هنری وازهمه مهمتر نقد عکس بنویسم پسآنچه می نویسم یک احساس خاص پس ازتماشای مجموعه عکس های آقای صادقی درنمایشگاه اخیرایشان است .
ازمحل برپایی نمایشگاه بگذریم ویکراستبرویم سراغ عکس هایی که درنگارخانه فریادشهر درمعرض تماشا قرارگرفته اند .اینجانمایشگاه عکس است اما اصراردارم بگویم ،تصویر هایی که صادقیبادوربینش خلق کرده است .
عکاس وقتی ازدریچه دوربین زاویه خاصرابرمی گزیند وکلیک می کند درواقع آن بخش مورد نظر خودرا به تصویر می کشد وبرآنتکیه می کند وعکاس دیگر می تواند زاوی های دیگر راانتخاب کند .درعکس های صادقی اینزاویه دید کاملا مشهود است .چیزی که می توان گفت وقتی صادقی کلیک می کند گویا پایاثرش اثر انگشت می زند .
درعکس ها وتصاویر وی ازآثارتاریخی شهر واستان کرمان نگاهصادقی ،بزرگ جلوه دادن وشکوه بخشیدن به سوژه است . که درعکس باغ شاهزاده به اعلامی رسد یک تصویر کلی باشکوه وگاه دربادگیر گنجعلیخان ،به بادگیر درکنارآسمانوابرها ،عظمت می بخشد وتصویر سازی می کند تابیننده بادیدن عکس ،بزرگی رادرآثارتاریخی کرمان ببیند ویا احساس کند.دراین مجموعه عکی ،صادقی به جزئیاتنپرداخته است ومامثلا درکنار عکس باغ شاهزاده ،با ظرافت های معماری یا نورپردازیهای ساختمان ان روبرو نمی شویم که البته هم این موضوع به هدف عکس برمی گرددد وهمفضای کار که همنشینی جزییات وکلیات راعملا دریک عکس یا تصویر غیرممکن می سازد.اوعموما از پایین به بالا به سوژه خود نگریسته است یعنی می توان گفت ،عکاس دربرابر سوژهکه دراینجامنظور مثلا سردر مسجد جامع یا همان باغ شاهزاده است احساس کرده که سوژهعظمت خاصی دارد واو با نگاه خاص خود این عظمت رابه بیننده منتقل می کند..
درعکسی ازگنبد جبلیه ،این گنبد درکنارحواشی خود ازلحاظ مکانی به خوبی به یک اثر ماندگار درتضاد وتقابل معماری سنتی خاصآن مناطق شهر که درحال فراگیرشدن است - ونه البته مدرن تبدیل -شده است .
اگردراین اثر دست خودرابرروی گنبد جبلیهبگذاریم قطعا با انبوه سقف های شیروانی درپشت گنبد که درعکس دیده می شوند تشخیصاینکه اینجا کرمان است دشوارمی باشدوبیشتر ،تداعی کننده شهری شمالی است .دراین عکس می بینیم که تصویر خاص گنبد جبلیهبه مامی گوید درحصار سقف های شیروانی وچشم انداز نامناسب بصری ازهجوم این نوعمعماری ،خرد وکوچک شده است .اینجا هرچهصادقی تلاش کرده است نتوانسته عظمتی به گنبدی ببخشد که سیم خاردار منطقه نظامی کهدرعکس دیده می شود روح ان راخراش می دهد .گنبد جبلیه درکنارسازه های بی تناسباطراف ،که تنها سقف گنبدی درعکس است انقدر ، ناتوان جلوه می کند که گویی آنرابرروی عکس (تصویر)چسبانده اند وصادقی به خوبی وزاویه بندی خوب ،این حس راکه درواقعحس خود گنبد است به بیننده منتقل می کند حسی که اگر ساختمان گنبد زبان داشت ازآنسخن می گفت .
درنقطه دیگر ،سردررفیع مسجد جامع رامیبینیم که با همه بلندی ،رفیع نیست .منظوردراینجا تحقیر این سردر رفیع درکنارساختمان های اطراف است که عکاس رابرای گرفتن تصویری ازسردر درهمنشینی آسمان کهدرواقع بیشترین تناسب رابافضای معنوی مسجد دارد ناتوان کرده است .دوربین صادقی ،هنرکرده وتصویری تمام قد ازمسجد به مامی دهد قدی که باهجوم ساختمانهای اطراف خمیدهشده است .سردر به این رفیعی حتی از دور پیدانیست تاحس ،رفیع بودن وارتفاع روح آدمیرا درفضای معنوی مسجد بازگو کند .سردر به طور خاص وبه تنهایی بلن داست اما درمیانفضای اطراف ،گم ومحو شده است وعکاس رامجبور کرده تا تنها از خود سردر تصویر بگیرد.که اگر می خواست حتی یک متر عقب تربنشیند از بلندای سردر کم می شد .جادارد اولیایامر همت کننند وباآزادسازی اطراف سردر مسجد ، حس رفیع بودن وباشکوه بودن ان را،برای بیننده به ارمغان آورند تااو اسیر میدان مشتاق نشود وسردر به این عظمت را گمنکند.صادقی اما هنرمندی کوشیده است این حس رامنتقل کند اما چون فضای اطراف مشکلدارد انتقال کامل این حس ،عملی نیست .البته بهتر بود خانمی که درگوشه عکس به مسجدمی رود از سمت راست به مسجد واردمی شد تا بارآموزشی کارهم کامل تر میشد.بخش ویژه ای ازعکس های صادقی که حال وهوای جداگانه ای دارند با هم به نمایش درآمده ا ند مثل عکس هایماهی ها ،پیرمرد،دختر و…که گویای نگاه اجتماعی صادقی بهاطراف هستند که نشان می دهد صادقی هم درعکس گرفتن ازسوژه های بیجان توانمند استوهم زمینه های انسانی واجتماعی .دراین عکس ها برخلاف عکسبناهای تااریخی و..اوسراغجزئیات رفته تابیننده تامل بیشتری برسوژه بکند.عکس های او دریکی دومورد تصویریازفقر ارائه داده است . فقری که تکه نانی که دخترک بمی گازمی زند را تلخ ترکرده تا سرخی لبهایی که او بامدادرنگی به انها ،لعابی داده است درزردی صورتش گمشود.ومصنوعی ترجلوه کند.اما گوشواره های آویخته ازگوش دخترک بافضای عکس درتضاداستشاید آنها ،بدلی هستند . ولی باهمه وجود چیزی از فقر آلودبودن سوژه نمی کاهد .شایداین گوشواره ها به عنوان تنها سرمایه مادری یا حتی گوشواره های اهدایی یک خیر باشند.
دربخش دیگر هم صادقی دو عکس حاصل تصویر سازی طبیعت زمستانی رابه نمایش گذاشتهاست که ازلحاظ سبک کار بابقیه آثارمتفاوت اند و بیننده رابه یاد عکس نشریه نشنالجئوگرافیک می اندازد که عکاس آن عکس هواییازشترها گرفته بود.که درکنارسایه ها ،بیننده راگمراه می کرد.دراینجا صادقی بهخوبی،ازعهده کاربرآمده است .
البته این نکته هم ضروری است که صادقی ،به خوبی ازسفر با هلی کوپتردرماموریت های عکاسی خبری برای گرفتن عکس استفاده کرده است وعکس هایی که او از بالا ازسوژه هاگرفته بسیار چشم نواز هستند .برای نمونه عکس تپه گندم بریان با رودشود .که تنها یک عکس هوایی می تواند بزرگی تپه رانشان دهد.
اما اعتقاددارم ار دوربین صادقی جانداشت که دارد واگر پاداشت که دارد رهایشکه می کردی یکراست سراغ کویر می رفت .اقلیمی که بیشترین سازگاری را با روحیه صادقیدارد.باورندارید رنگ بندی لباس های او را دریک دوره مثلا یکساله ببینید .عمومرگهای لباس های او ،به نوعی با رنگ خاص کویر هخوانی دارند. او عکس هایی ازکویرگرفته که به سختی تکرارشدنی هستند دراین عکس ها که تصویر سازی خاص او ازکویر بهشمار می روند هم سکوت وهم هیاهو،هم سادگی وهم تنوع،هم سکون وهم حرکت وپویاییدرجریان است .چه آنها که کاروان شتر تورامسافرکویر می کند وچه آنجا که آدم هایی که درکنار کلوتهای شهداد،آدمک شده اند (کوچکیانها دربرابربزرگی کلوتهای که خدای خلق کرده است) بینندهرابه درون خودفرومی برد شاید تنها دربرابراین عکس هاست که بینندگان بیشترین توقفعالمانه رادارند وبه راحتی ازآنها رد نمی شوند .عکس های او ازکویر به روح آدمیتلنگری تند وتیز می زند تا به خودفرو رویم .رویدادی که زندگی شهری امروزی آن را ازماگرفته است. درعکسیازموج های نقش بسته برشن های کویر(برخان ها)، زلف های پریشان درباد همه دخترکانرا،ازابتدا تاانتهای خلقت رامی بینی که آفریدگار با قلم باد آنها راتکان می دهد تابهترینتصویر رادربرابرچشمان بصیر آدمی خلق کند.وصادقی درعکس هایی که ازشن های کویر گرفتهاست حضورخدارادردانه های کوچک شن به تصویر کشیده است.او درعکس های کویر ،بیش ازهرجای دیگری درکارش فرو رفته است با سوژه یکی شده است ،گویی عکسی ازخود وخدا درکویر ،گرفته است .شن هایی کهآیینه شده اند هرچند به رنگ آیینه نیستند اما بیشترین همنشینی را بانور وستارهدارند.
دست صادقی درد نکند .
باتوضیحی که درابتدای نوشته عرض کردمتاکید می کنم که این نوشته ،بیان یک احساس ازتماشای عکس های آقای حمید صادقی است کهامیدوارم کمبدهای ،فنی ،فلسفی وهنریبیشمارآن رابرمن ببخشایید
این نمایشگاه درکوچه سرهنگ موسوی ،خ شهیدشریعتی نزدیک میدان آزادی شرقی 3 گالری فریادشهر برقراراست
برچسب:
نویسنده: عباس تقی زاده