خواندمت پاسخم دادی!
به تو تکیه کردم، نجاتم دادی!
به تو پناه آوردم، کفایتم کردی!
خدای من!!!!!!!
چگونه نا امید باشم در حالی که تو امید منی!!!
فرازی از دعای بسیار زیبای عرفه، دعایی که مولا حسین علیه السلام، هم او که در روز عید قربان در مکه نماند و قربانی درگاه حق در صحرای کربلا شد!!!! او که به واقع خدایش را شناخت و با معرفت به درگاه حق شتافت!!!! در صحرای عرفات با مولا و صاحب خود زمزمه کرد!!!


این نجواهای زیبا و عاشقانه همه در دعای عرفه بود ، دعایی که امروز با هم در امامزاده زید(ع) خواندیم اما نه فهمیدیم چه خواندیم و نه فهمیدیم چه شنیدیم!!!! تمام زیبایی عرفه پنهان مانده تمامش!! مهجورند امامان ما به واقع غریبند، به واقع مظلومند!!!! بزرگیشان را خودمان آنگونه که ادعا می کنیم ندانستیم و نشناختیم پس چطور به دیگران بشناسانیم، و اما از همه تنها تر خداست!!!!! عاشقی که به ما مشتاق هست و ما حتی برای احتیاجمان هم که شده نمی خوانیمش!!!! مولای من ، صاحب من، خدای مهربانم!!!!! ببخش ببخش که خدایی تو را نفهمیدم، ببخش !!!! ببخش که نجواهای عاشقانه ی صالح ترین و بهترین بندگانت تنها لقلقه ی زبانم شده!!!!!!! ببخش که نام تو را بردن شده حربه ای برای رسیدن به آرزوهایم!!!!! ببخش که در مقابل تمامی محبت و عشقی که نثارم می کنی جفا می کنم که این ظلم به خودم هست نه به تو!!!! ظلمت نفسی!!!!! ظلمت نفسی!!!!
فریب ما مخور آقا دروغ می گوییم
به جان حضرت زهرا دروغ می گوییم
چه ناله ای چه فراقی چه درد هجرانی
نیا نیا گل طاها دروغ می گوییم
تمام چشم براهی و انتظار و فراق
و ندبه های فرج را دروغ می گوییم
دلی که مامن دنیاست جای مولا نیست
اسیر شهوت دنیا دروغ می گوییم
زبان سخن ز تو گوید ولی برای مقام
به پیش چشم خدا هم دروغ می گوییم
کدام ناله غربت کدام درد فراق
قسم به ام ابیها دروغ می گوییم
خلاصه ای گل نرگس کسی به فکر تو نیست
و ما به وسعت دریا دروغ می گوییم!
منبع: ناشناس
برچسب:
نویسنده: عباس تقی زاده